تبليغاتX
http://radbeh.blogfa.com
سرباز كه بوديم مطيع فرماندهان خود بوديم و هر دستوري كه آنها مي دادند بايد اجرا مي شد و ما هم آنرا به زيردستان خود انتقال مي داديم چون ما سرباز بوديم و وظيفه سرباز دفاع از وطنش مي باشد چه در زمان جنگ باشد و چه در زمان صلح.من از شما مي پرسم فرق بين سرباز در جنگ با بازيكن در زمان مسابقات بين المللي چيست؟اگر فرق بسيار دارد من ديگر سخنانم را ادامه نمي دهم ولي اگر به نظر شما فرقي ندارند حكم آن سربازي كه از ميدان مبارزه فرار مي كرد چه بود؟حكم آن بازيكني كه از دستور سرمربي وقت تيم ملي سرپيچي كرد چه بود؟بله سخنمان با علي كريمي است كه در آن زمان حياتي كه تيم ملي به آن احتياج داشت از ميدان مبارزه فرار كرد و شاهد شكست جبهه فوتبالي ما شد.ياد شهداي ما در جنگ تحميلي كه جان خود را در اين راه از دست داده اند گرامي باد مگر هدف آنها جز دفاع از حقانيت ايران و ايراني نبود؟! پس آقاي كريمي شما خودتان را والاتر از آن شهدا مي بينيد؟!

                                               

متاسفانه فرهنگ جامعه ما چنين بود كه شما به عنوان يك سرباز فراري در بين مردم نيز محاكمه نشديد خب پس رفتار حرفه اي شما كجا رفته است؟؟ در بازي با تراكتورسازي حركت شما بعد از زدن گلي كه داور به ناحق براي شما گرفته بود آيا در مقابل تماشاگران ترك، حرفه اي و در حد يك بازيكني كه در بايرن مونيخ بازي كرده، بود؟مردم ما بايد بجاي وا‍‍‍ژه هاي جادوگر و سلطان اسم برازنده سرباز فراري را بر روي شما بگذارند چون جادوگر و سلطان و امپراطور و ژنرال ،فرماندهان و سربازان رشيد جبهه هاي جنگ بودند كه از ناممكن ها ممكن ساختند و دنيا را با دلاورمرديهاي خود در حيرت قرار دادند كساني چون باكريها ،همت ها،باقريهاواميران سرفراز لشكر ۲۱حمزه آذربايجان...

متاسفانه اين مساله را كه چرا شخصي بعد از فرار از ميدان مبارزه محبوبيت بيشتري بين طرفداران خاص خود پيدا مي كند و ديد جامعه نسبت به اين اشخاص چگونه است را بايد با ديد بازتر و از ديد اجتماعي بررسي مي كردم ولي شوكي كه با ديدن تصاوير بازي بر من وارد شد باعث شد كه مطالب فوق را با عجله بنويسم اگر در مطابل اشكالاتي وجود داشت معذرت خواهي مي كنم و اگر نظري در اين مورد داريد با ما در ميان بگذاريد...

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

بالاخره بعد از مدتها خلخال در زمینه اطلاع رسانی خود صاحب سایت شد آنهم بدست دوست عزیز زحمتکشمان آقای مسعود شیرعلیپور.ما هم به نوبه خود افتتاح سایت را به مردم شریف خلخال تبریک می گوییم به امید آبادی هرچه بیشتر خلخال.

                http://khalkhalim.com

 سایت خلخالیم بعنوان اولین وب سایت جامع شهرستان خلخال در سایت ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ، متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ( معاونت امور مطبوعات و اطلاع رسانی ) ثبت گردیده و تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد .
این وب سایت یک نشریه الکترونیکی است که متعلق به همه خلخالیهای دنیاست از دورترین روستاهای خلخال گرفته تا خلخالیهای خارج از کشور .

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

 

رنگهایی که مردمان یک جامعه در زندگی روزمره خود از آنها استفاده می کنند تا حد زیادی نشان دهنده ارزشها و گرایشهای افراد آن جامعه است. یک جامعه با اولویت بندی و ارزش گذاری رنگها انتخاب افراد را کانالیزه می کند. هر رنگی در هر جامعه ای مطلوبیت ندارد، و هر جامعه ای رنگهای خاصی را اجازه بروز و ظهور می دهد.
رنگ لباس، نمای داخل و بیرون ساختمانها، دکوراسیون خانه، و ... از نمونه هایی هستند که افراد نسبت به رنگ آنها حساس هستند و نوع رنگ آنها همبستگی زیادی با خصائل جمعی افراد دارد.
در اینجا سعی می شود دو نوع (type) جامعه را با دیدی نظری (و نه تجربی) توصیف نماییم: جامعه رنگی و جامعه سیاه و سفید.

جامعه رنگی:
در این نوع جامعه تمام رنگها فرصت بروز و ظهور دارند و بسته به انتخاب و علاقه افراد می توان رنگهای متنوعی را در فضاهای مختلف جامعه (بالاخص در فضاهای عمومی) مشاهده کرد.
در این نوع جامعه افراد به صرف انسان بودن شان دارای حق انتخاب هستند و عموماً مبنای انتخاب شان نیز علاقه شخصی است و نه فشار جمع، بنابراین افراد برای دیگران نیز حق انتخاب قائل هستند و انتخاب دیگران را محترم می شمارند. افراد در برابر انتخابهای متفاوت و ناهمجنس با انتخاب خودشان تساهل و مدارای بیشتری از خود نشان می دهند.
اصولاً در چنین جامعه ای افراد آزادند و حد و مرز آزادی افراد آزادی دیگران است. هر کسی تا جایی آزاد است که به آزادی دیگران تعدی نماید، معنا و حدود تعدی نیز قراردادی است و اعتبار خود را از عرف جامعه اقتباس می نماید.
در جامعه رنگی چون دیگران محترم هستند و صاحب حق پس می توان به آنها اعتماد کرد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود، به عبارت بهتر، دیگران تا زمانی که خود سلب اعتماد نکرده باشند قابل اعتماد هستند و این یک قاعده مقبول و نهادینه شده است.
در چنین فضای اجتماعی افراد عام گرا به بار می آیند و مردم (اعم از خودی و دیگری) با مقیاس یکسان مورد ارزیابی واقع می شوند. ارزشهای اخلاقی و قواعد عرفی و قانونی نه تنها شامل افراد هم نوع و خودی می شود بلکه دیگران نیز در مقابل این ارزشها و قواعد با خودیها برابرند.
احساس امنیت در چنین جامعه ای بیشتر است چرا که دیگران بیگانه و دشمن فرض نمی شوند، بلکه دیگری هم مثل خودی محترم است و قابل اعتماد و امین.
امکان بروز و شکل گیری افکار و ایده های جدید در این جامعه بیشتر است، چرا که خلاقیت و ابداع ایده های نو در شرایطی به وجود می آیند که افراد از فکر کردن نهراسند و عمل دیگرگونه مجازاتی در پی نداشته باشد.

جامعه سیاه و سفید:
دو رنگ سیاه (تیره) و سفید (روشن) مهمترین رنگهای مورد استفاده در جامعه هستند. این دو نوع رنگ دو قطب مخالف یک طیف را تشکیل می دهند و دیگر رنگهای مرسوم در جامعه در بین این دو قطب (و یا نزدیک به آنها) قرار دارند. رنگ مشکی و رنگهای تیره به همراه رنگ سفید و رنگهای نیمه روشن از اصلی ترین رنگها محسوب می شوند. افراد جامعه به صورت ناآگاهانه و تقلیدی به استفاده از این دو نوع رنگ عادت کرده اند و در استفاده از دیگر رنگها احساس ناخوشایندی دارند (راحت نیستند).
استفاده از رنگهای متنوع در فضاهای عمومی نوعی تعدی از آداب و رسوم عرفی محسوب شده و به نام ?جلف? کنار گذاشته می شوند اما در فضاهای خصوصی و محافل خودمانی همین رنگهای جلف و زننده به شدت کاربرد دارند و افراد تمایل شدیدی به استفاده از این نوع رنگها از خود نشان می دهند.
جامعه سیاه و سفید یک جامعه دو قطبی است. افراد یا سیاه اند و یا سفید. کنش افراد، ارزشها و گرایشهای آنان، ساختارهای اجتماعی و کلاً هر آنچه وجود عینی و ذهنی دارد متعلق به یکی از قطبهای متضاد است. فرد یا پدیده ای که عضو یکی از این دو قطب باشد نمی تواند همزمان عضو قطب مقابل نیز به حساب آید. اگر فردی عضو گروهی نباشد از نظر اعضای آن گروه ?بیگانه? تلقی می شود. ?بیگانه? نه قابل احترام است و نه مورد اعتماد. چرا که دایره اعتماد بسیار تنگ است و منحصر به اعضای گروه خودی.
در چنین جوی افراد به شدت احساس ناامنی می کنند. بیگانه هراسی و ترس از غیرهمنوع باعث می شود افراد دچار عدم اطمینان دائمی شوند. با گذشت زمان این حس در افراد درونی شده و به مثابه ژنهای فرهنگی به نسلهای بعدی نیز منتقل می گردد.
در یک جامعه سیاه و سفید افراد خاص گرا هستند، سفید تحت هر شرایطی طرفدار سفید است و از سیاه منزجر (و در بهترین حالت نسبت به سیاه خنثی). افراد فقط به خودی ها اهمیت می دهند، به همین دلیل در مقابل دیگران کمترین تساهل و گذشت را روا می دارند. آستانه تحمل دیگران (اعم از افراد و عقاید و ایده ها) بسیار پایین است و نزاعها و کشمکشها بیشتر ریشه در همین خصلت دارند. تبارگرایی، فساد، پارتی بازی، رشوه، و ... از تبعات چنین خصلتی است.
امکان تغییر، ابداع و خلاقیت در چنین جامعه ای به شدت پایین است، زیرا اولاً دامنه تغییر اندک است (بین سیاه و سفید)، و ثانیاً هر تغییری به منزله تغییر موضع تلقی می شود و افراد در مقابل آن موضع گیری می کنند.

در خاتمه، با استفاده از تیپولوژی مطرح شده می توان چنین نتیجه گرفت که رنگهای طبیعی مورد استفاده در یک جامعه نشان دهنده خصلتهای اجتماعی افراد و جامعه است. جامعه سیاه و سفید دارای خصلتهایی است (خاص گرایی، عدم تساهل، بی اعتمادی، بیگانه هراسی، ناامنی، سکون و ...) متفاوت با ویژگیهای جامعه رنگی (عام گرایی، مدارا، اعتماد، امنیت، خلاقیت، و ...). این رابطه یک رابطه علّی است نه همبستگی صرف. نوع و فراوانی رنگهای مرسوم در جامعه تابع خصلتهای اجتماعی و ساختاری آن جامعه هستند.
http://sociran.comمنبع

                          

 
نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با سلام حضور همشهريان عزيز و گرانقدر ... ساليان طولاني است كه در زنبورستان پرنده با مسافراني و ميهماناني مواجه مي شويم كه هريك براي اهداف خاصي به اين مكان مراجعه ميكنند عده اي براي خريد عسل مرغوب،عده اي براي خريد عسل شير طبيعي و عده اي براي گشت و گذار در اين محل با صفا... مساله اي كه قابل تامل است سليقه و سخت كوشي آقاي شيرالله پرنده مي باشد كه سعي مي كند اين محل را كه زيباترين محل در ورودي شهر از طرف اردبيل است(به شهادت خيل عظيم مسافران) زيبا و سرسبز نگاهداشته تا مسافران تابستاني در هنگام ورود به شهر از طرف اردبيل با ذهني آماده قدم بر شهر خلخال بگذارند... البته در طول اين سالها از مسئولان شهري كساني بوده اند كه به خاطر اين زحمتها براي تشويق هم كه شده به اين محل مراجعه و از آن بازديد نموده اند و عده اي نيز چشم خود را به زيباييها بسته اند.من بدين وسيله از چشمان زيباپسند همشهريان عزيز به عنوان يك شهروند احساس خوشبختي كرده و از آقاي مجيد خالقي مقدم كه تصاوير زنبورستان را در وبلاگ خود قرار داده تشكر و قدرداني مي كنم و اطمينان دارم كه همشهريان و خصوصاً مسافراني كه در تابستان به شهرمان سفر كرده بودند برايشان تجديد خاطره اي از زنبورستان پرنده باشد و هم چنين به آقاي پرنده نيز به خاطر زحماتشان در حفظ و نگهداري اين محل و توليد عسل شير طبيعي براي اولين بار در جهان و قرار دادن آن در سبد غذايي ايرانيان به نام وطن عزيزمان خلخال، خسته نباشيد مي گوييم. http://www.photokhalkhal.blogfa.com/
نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با سلام حضور خدمت مردم دلاور و صبور خلخال،من با خود قرار گذاشته بودم که در مورد عملکرد شهرداری نظری ننویسم ولی امروز با مسائلی مواجه شده ایم که در نوع خود جالب است و آن مسائل خیابان یا به اصطلاح کوچه کارگر جنوبی است. بله مردم عزیز ، کارگر جنوبی محلی است که از دیر باز محل داد و ستد مردم شهرستان خلخال و حتی شهرهای دیگر از جمله مردم تالش که در کوههای اطراف جاده خلخال به آسالم زندگی می کنند بوده است و مردم خود شهر خلخال نیز برای خرید به این خیابان مراجعه می کنند که ورودی بازار قدیم خلخال نیز هست و مسافران تابستانی و نوروزی نیز از همین خیابان برای ورود به بازار مراجعه می کنند.اکنون مسئولان ما بعد از چندین سال که این منطقه را از آن شور و شوق داد و ستد انداخته اند می خواهند نا خواسته زندگی مغازه داران و کاسبان این خیابان را  نیز به مخاطره بیاندازند و با نصب تابلوهای توقف ممنوع در یک طرف خیابان عملاً امکان خرید و فروش را از مردم در این بازار گرفته و دکانداران را در مسیر ورشکستگی قرار داده اند. مردم عزیز اگر این خیابان واقعاً خیابان است پس سر این خیابان به کجا وصل می شود؟!به کوچه های کوچک و باریک ؟!!و اگر خیابان نیست اجرای طرحهای مختص خیابان در این منطقه برای چیست؟شورای شهر محترم چرا قبل از انتخابات شعار اصلیتان باز گشایی خیابان کارگر جنوبی است و ما که در مغازه ها نشسته ایم صدای شما را از مسجدجمعه میشندیم که  داد میزدید چرا این خیابان ۲۵ سال است که باز نشده ؟!چرا طرح بازگشایی خیابان ۲۵ سال است کار نشده؟و ما امیدوار می شدیم که این دوره شورای شهر واقعاً مشکل این خیابان را حل خواهد کرد...ولی عملاً می بینیم که نه تنها مشکل این خیابان حل نشده بلکه بر مشکلات اصلی نیز اضافه شده است...

      

                                           

شهروندان عزیز،مسئولان شهری، ماهانه اجاره ای ۳۰۰هزار تومان با این همه مشکلات مالی بازار درد کمی نیست بیایید همت کنید و کار بزرگ انجام دهید درد ترافیکی این خیابان لج بازی با مغازه داران نیست.بازار قلب تپنده هر شهر است این قلب سکته کرده است برای این قلب عمل جراحی لازم است نه دیازپامی جهت تسکین خودمان . اگر می خواهید این قلب تپنده باز نایستد آن درد را پنهان نکنید بلکه اگر توان دارید عمل کنید و اگر نمی توانید...

و در آخر چند سوال داشتم شاید همکاران وبلاگی بتوانند جواب دهند:

۱-در شهریور امسال قرار بود جاده سنتو افتتاح شود چه شد؟

۲-در شهریور امسال قرار بود بلوار شهید مصطفی خمینی افتتاح شود چه شد؟

۳-در تیر ماه سال گذشته قرار بود تله کابین در میر عادل نصب شود چه شد؟

مسئولان محترم شهری،نماینده محترم خلخال و کوثر، آیا لیاقت مردم خلخال در امر شهری فقط ترمیم جوبهاست و آیا بزرگترین طرح عمرانی شهر احداث کانیو می باشد.بله ما خوشحال شدیم که نماینده خلخال وبسایت دارد و در سایت مطالبی نوشته می شود که برخی از دوستان اهل میانه به نماینده خود ایراد می گیرند که نماینده میانه چرا سایت ندارد ؟!!با این حرفها نمی توانیم خودمان را گول بزنیم چون خودمان هم میدانیم که میانه از لحاظ پیشرفت کجا و خلخال کجا؟!!

و السلام

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

صبح زود بود.به طرف یکی از منطقه های شهرداری رفت.از آنان دمپایی و گونی خواست.آنها هم فکر کردند او کارگر جدید است،به او دمپایی و گونی دادند.و او شروع به کار کرد.از همان آغاز به کار،چند نفر به بهانه های مختلف از کار شانه خالی میکردند. او به آنها گفت:شما در مقابل کاری که می کنید مسئول هستید. کارگران دیگر با تندی گفتند:مگر تو چه کاره ای که امروز آمدی در کار ما دخالت میکنی؟سرت به کار خودت باشد.چند ساعت بعد که که معاون شهرداری برای سرکشی آمد با تعجب دید که شهردار با لباس کارگری مشغول کار است.او به شهید باکری احترام گذاشت.کارگران متوجه شدند.با نگرانی منتظر برخورد تند او شدند.ولی او برای اینکه خاطرشان آرامش یابد با یک یک آنان دست داد و صورتشان را بوسید.

شما در مورد عملکرد شهید باکری در این مورد و در زمامداری شهرداری چه فکر می کنید؟

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

انسانها در مقام مقایسه و ارزیابی خود نسبت به دیگران، گاه به دلیل تعلق داشتن به گروهی خاص (اعم از گروه دینی، ملی، قومی، نژادی، فامیلی، و ...) احساس برتری می کنند و این احساس را با افتخار بیان می کنند. در چنین حالتی افراد خود را نسبت به دیگران اصیل تر فرض کرده و در واقع برای خودشان اصالت قائل می شوند. این حسِ اصالت در شرایط زمانی و مکانی مختلف، صور متفاوتی به خود گرفته است.
گاهی تعلق داشتن به طبقه ای خاص (اشراف، روحانیت، و ...) باعث تبختر بود و زمانی هم عضویت در یک گروه (گروه شغلی، تحصیلی، و ...) برای اعضای آن اصالت به بار می آورد. به نظر می رسد این احساس در دوره های مختلف تاریخی از نظم خاصی پیروی می کند. به عبارت دیگر، نوع و شکل اصالتی که افراد برای خود قائل هستند همبستگی زیادی با نوع و وضعیت اجتماعی جامعه ای دارد که در آن زندگی می کنند.
جامعة سنتی معمولاً ویژگیهایی را اصیل معرفی می کند که انتسابی هستند و فرد از لحظه تولد دارای آن خصلت ویژه می باشد. برای مثال یک فرد از اولین روز تولدش با جنسیت معلوم، نژاد مشخص و طبقة اجتماعی معینی شناخته و ارزیابی می شود، این ویژگیها معمولاً تا آخر عمر تغییر چندانی نمی کند. در چنین جوامعی اصالت افراد هم انتسابی است به این معنا که فرد به دلیل انتساب به خصائلی که پیش از تولد او وجود داشتند اصیل شمرده می شود. در این حالت خود فرد در اصیل بودن یا نبودن خود تأثیر چندانی ندارد.
همچنین در یک جامعة سنتی اصالت با مصرف تداعی می شود به این معنا که افرادی که مصرف متمایز و ارزشمندی نسبت به دیگران دارند اصیل شمرده می شوند.
با وقوع تحولات اقتصادی و صنعتی در جوامع پیشرفتة معاصر معنا و دلالت "اصالت" نیز تغییر کرده است. در این جوامع اصالت آن چنان که در جوامع سنتی مرسوم بوده است، به خون و نژاد و طبقه نیست بلکه اصالت فرد معمولاً (و نه کاملاً) به دلیل داشتن ویژگیهای اکتسابی (همچون میزان تحصیلات، شغل، درآمد و ...) است. به عبارت دیگر در جوامع مدرن اصالت به "شدن" است نه "بودن".
در یک جامعة مدرن، داشتن ویژگیهای خاصی که از قبل موجود بوده اند و فرد و جامعه تأثیری در به وجود آمدن آن نداشته است تأثیر زیادی در اصیل شمردن فرد ندارد، هر چند که "داشتن" می تواند باعث "شدن" هم گردد.
در جوامع مدرن، انسانی اصیل شمرده می شود که یک چیزی را تولید کرده باشد (به نقل از ادگار مورن). فرد دارا اصیل نیست بلکه تولید کننده اصالت دارد. به بیان دیگر در جوامع مدرن، اصالت به تولید است و نه به مصرف.
در چنین جامعه ای، فردی اصیل شمرده می شود که هر روز در حال توسعه و رشد باشد و جامعه ای اصالت دارد و عضویت در آن باعث افتخار است که تولید می کند. در نهایت باید گفت که امروزه دیگر داشتن شرایط خاص تاریخی باعث اصالت نیست بلکه به وجود آوردن شرایط خاص است که می تواند به افتخار و اصالت منجر شود.
 
مطلب ازhttp://www.sociran.com/
نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

آرتو اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هايي از طرفداراش دريافت کرد.

 يکي از طرفداراش نوشته بود:

 چرا خدا تو را براي این بيماري انتخاب كرد؟

 او در جواب گفت:

 در دنيا ، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند  5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند  500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند  50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند  5 هزار نفر سرشناس مي شوند . 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند ، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ...

 و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم ، هرگز نگفتم خدايا چرا من ؟

 و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم ، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

مطلبی که مطالعه فرمودید از وبلاگ هیرو که از زحمات دوست عزیز آقای ابراهیم زاده است برداشت شده است.

http://hiru.blogfa.com/

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

امروز روزهای آغازین ماه مبارک رمضان است و من در این روزهای زیبا و روزهای نیایش و دعا برای مردم خلخال روزهایی شاد و داشتن شهری زیبا و در خور نام خلخال میکنم و با شما مخاطبان عزیز در مورد انتقادهایی که در مورد عملکرد شهرداری و مجموعه شورای شهر خلخال داشتم خداحافظی می کنم و زین پس فعالیتهای خود را در وبلاگ بیشتر به ارائه تحقیقات خود در مورد مسائل اجتماعی خواهم کرد ولی امیدوارم دیگر وبلاگ نویسان عزیز در ملاقاتهایشان با مسولان شهری به ذکر مشکلات شهری مردم نیز بپردازند.این تابستان نیز گذشت به نظر شما هم وطنان عزیز از مسافران انبوهی که به شهر ما آمدند چند درصدشان از وضعیت شهرمان از نظرات مختلف راضی بودند؟من به همکاران وبلاگی توصیه میکنم در اخبارشان و در تصاویرشان مشکلات را نیز بازگو کنند چون باعث نوعی تناقض دیداری در مسافران و حتی در همشهریان می شود!!!

نظرات خود را برای ما ارسال نمایید...

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

وبلاگ رادبه اعیاد شعبانیه را به عموم هم وطنان عزیز تبریک می گوید و آرزوی روزهای خوب را برای شما دارد

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با سلام ، بعد از پیشنهادها و انتقاداتی که از عملکرد شهردار محترم شد در ایام گذشته شاهد عملکرد مناسب مجموعه شهرداری بودیم که به ذکر چند نکته اکتفا میکنیم:

۱ - بهسازی کانیوها و جوبهابه شکل احسن که امیدواریم این کار که در برخی نقاط شهر نیمه کاره مانده به زودی اتمام یابد.

۲ - بازسازی پارک کودک به شکل زیبایی که توجه همشهریان را به خود جلب کرده است، عکسهای زیر که توسط همکار محترم جناب خالقی مقدم برداشته شده توجه فرمایید:

                

 

               

 

              

در لحظه ثبت این تصاویر که به همراه آقای خالقی مقدم بودم احساس شادی و فرح همشهریان را از نزدیک مشاهده نمودیم که در نوع خودش قابل تامل بود ، بعد از ثبت تصاویر در حالی که قصد رفتن به خانه را داشتیم به همراه آقا مجید تصمیم گرفتیم که به اللرباغی نیز سر بزنیم تا گشت و گذار مردم را نیز در آنجا ببینیم ولی با باغی خلوت و تاریک مواجه شدیم که سکوت روی نیمکتهای آن هوا میخورد:            

 

و در اینجا از شهردار محترم خواهش می کنم که از هدر رفتن بیت المال در شهر جلوگیری کنند نمونه هایی که در ازناو یا اللرباغی مشاهده میشود.امنیت و چراغانی این مکانها بسیار مهم است. بله آقای شهردار ساختن زیباست ولی نگهداری و مدیریت بهسازی و تعمیر مهمتر از أن.

با تشکر از همکار محترم جناب آقای خالقی مقدم و وبلاگ هیرو نیوز

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

فرا رسیدن عید مسلمین جهان را به عموم مسلمانان تبریک عرض میکنیم

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با عرض سلام و وقت بخیر حضور شما هم وطنان عزیز، ار آنجا که در این برهه زمانی یعنی حضور مسافران تابستانی در شهرمان بیشتر نمایان است ، بهتر است که مسئولان شهری نسبت به بالا بردن کلاس شهری بیشتر توجه نمایند در این زمینه به ذکر چند مثال بسنده می کنیم :

۱- بهسازی جداول بلوار ۱۷ شهریور که در بسیاری نقاط به شکل بسیار زننده ای توجه هر بیننده ای را به خود جلب میکند در حالی که در نزدیکی میدان بسیج که جدولها در زمان آقای موذنی بهسازی شده بود و در آن شمشادهای روییده شده به شکل بسیار زیبایی دیده میشود. من به عنوان یک شهروند در حالی این خواهش را از شهردار محترم دارم که میبینم جدولهای بسیاز زیادی برای بهسازی جوبها خریداری شده و پیمانکار مشغول به کار است و این فرصت بسیار مناسبی می باشد تا در آن قسمت کلاس شهریمان را بالا ببریم.

۲-مطلب دیگری که بسیار برایم مهم آمد صرفه جویی در برق مصرفی معابر بود که نمیدانم به دستور کدام نهاد یا سازمانی در شهر آنهم در نقاط حساس و کلاسیک شهر اجرا میشد که نمونه آنرا من در هیچ شهری نه دیده و نه شنیده ام به عکس زیر که از کارهای زیبای آقای شیرعلیپور است توجه فرمایید:

چرا در قسمت ورودی شهر باید چراغها یک در میان خاموش باشند؟!!

۳-افزایش روشنایی پارکها و مناطق تفریحی که عدم این کار باعث نبود امنیت نیز میشود نمونه هایی که خود مشاهده کردم پارک اللرباغی ،میرعادل بولاغی ، پارک ارم ُ پارک چمران ،ازناو  بود که از دید کافی و روشنایی که مورد توجه باشد برخوردار نبودند.

۴-حفاظت و نگهداری از امکانات ساخته شده در شهر که متاسفانه در موارد بسیار زیادی دیده شده که با هزاران زحمت وسیله یا امکاناتی در یک منطقه شهر ساخته و قرار داده میشود ولی در اثر نبود مدیریت تعمیر و نگهداری آن وسیله به مرور زمان یا در اثر دستکاری از بین میرود نمونه های بسیاری در اللر باغی و در ازناو قابل مشاهده است.

۵- و در آخر جا دارد از کارگران و زحمتکشان شهری تقدیر و تشکر ویژه ای کرده باشیم که در خصوص بهسازی جوبها و کانیوها و بهسازی زیبای پارک کوچک زحمات بسیاری را متحمل شده اند.

شما همشهریان عزیز لطفاً نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

  1) جامعه نیک چیست؟
     2) نظم اجتماعی در چنین جامعه ­ای چگونه باید باشد؟
     3) این نظم چگونه حفظ می شود؟
این نوشتار پاسخی است اجمالی به سه پرسش فوق.

عالمان اجتماعی از قدیم الایام مقیاس ایده آلی را برای ارزیابی و مقایسه وضعیت حال جامعه با آن طراحی می کردند. آنان جامعه ایده آلی را با مشخصات معلوم ترسیم نموده و آن را «مدینه فاضله» می نامیدند. در مدینه فاضله همه چیز به حد اعلا خوب و مناسب بود. از منظر این فلاسفه مدینه فاضله جامعه ای است که امور طبیعی و اجتماعی در آن به بهترین نحو جاری است.
امروزه نیز بحثی مشابه مبحث فوق از منظر جامعه شناسی مطرح شده و در آن به ویژگیهای جامعه آرمانی- واقعی که مد نظر جامعه شناس است پرداخته می شود اما نه با نام مدینه فاضله بلکه با نامی دیگر: جامعه نیک (good society).
در آغاز بحث لازم است تعریف مبنایی خود را از جامعه ارائه دهیم و سپس با توجه به این تعریف مشخصات یک جامعه نیک را متذکر شویم.
جامعه­ (society) مجموعه­ای است از کنشگران مرتبط با هم، منابع و قواعد اجتماعی.
این تعریف حاوی سه عنصر اساسی است: کنشگر، منابع، و قواعد.
کنشگر: جامعه از اجتماع و ارتباط کنشگران با همدیگر تشکیل شده است. کنشگران دارای استعدادها، نیازها و تمنیات، و اهداف نسبتاً مشابهی هستند. در یک جامعه نیک لازم است که نیازهای کنشگران برآورده شوند و استعدادهایشان شکوفا گردد. اما از آنجا که نوع و سطح نیاز همه افراد یکسان نیست و حتی گاهی اوقات این نیازها متضاد همدیگر هستند پس لازم است معیاری برای سنجش نیاز مرجّح مد نظر باشد. مهمترین نیازهای فردی عبارتند از سلامت، امنیت، و حرمت. بنابراین می­توان گفت جامعه­ای نیک است که بتواند بیشترین سلامت، امنیت و حرمت را برای بیشتر افراد جامعه، برای مدت زمان نسبتاً طولانی تأمین نماید.
منابع: هر جامعه­ای برای بقای خویش نیازمند وجود منابع (ثروت، قدرت، منزلت و اطلاعات) است. جامعه نیک لازم است روشهایی را برای ایجاد و حفظ منابع مورد نیازش فراهم نماید. منابع موجود باید به گونه­ای توزیع شوند که در نتیجه آن، همه افراد از حداکثر ممکنِ سلامت، امنیت و حرمت برخوردار باشند.
قواعد: قواعد باعث می­شوند تا موقعیتها قابل پیش­بینی و تعین پذیر شوند. همیشه این احتمال وجود دارد که افراد، به خصوص افراد تازه وارد، از قواعد اجتماعی پیروی نکنند. دو مکانیسم عمده باعث کاهش این احتمال می گردد: (1) جامعه ­پذیری افراد و درونی کردن قواعد، و (2) نظارت بر اجرای قواعد و مجازات افراد خاطی.
نهاد خانواده، آموزش و پرورش و رسانه­های جمعی وظیفه درونی کردن قواعد اجتماعی (به ویژه قواعد اخلاقی) را بر عهده دارند. اگر قواعد درونی شوند، افراد در موقع اجرای قواعد احساس اجبار و زور کمتری می­کنند و نظم اجتماعی حاکم بر جامعه حالتی داوطلبانه به خود می­گیرد.
باید توجه داشت که کنشگران در پیروی از قواعد اجتماعی به صورت فعال ظاهر می شوند و ممکن است بعضی از کنشگران برخی از قواعد را مراعات ننمایند و یا قواعد دیگری را ابداع نمایند. این امر در عین حال که می تواند بنیانهای ساختاری جامعه را با چالش مواجه سازد باعث پویایی جامعه نیز می گردد.
در مورد کنترل اجتماعی نیز باید متذکر شد که کنترل کنشگران و مجازات خاطیان نباید به گونه­ای باشد که امکان تغییر و تحول را از بین ببرد. چرا که جامعه همراه با نظم و ایستایی به تغییر و پویایی نیز نیاز دارد.
ایجاد و نگهداری نظم در یک جامعه از مباحث قدیمی در حوزه علم الاجتماع محسوب می شده است. فلاسفه و اندیشمندان اجتماعی قدیمی بیشتر از منظر حفظ نظم به این مبحث نگاه می کردند. اما برخی از صاحب نظران نیز با انتقاد از نظم موجود سفارش به تغییر می کردند. فارغ از این مباحث نظری، در یک جامعه زنده همیشه نظم و تغییر با هم اتفاق می افتند لکن میزان، نوع و ترکیب آنها در موقعیت های مختلف متغیر است.
بهتر است نظمی که در جامعه نیک به وجود می­آید حالت داوطلبانه (و نه اجباری) داشته باشد چرا که کنش داوطلبانه موجب حفظ حرمت کنشگران می گردد و در واقع باعث مرتفع شدن یکی از نیازهای حیاتی آنها می گردد.
نظم در یک جامعه ساده حالت ابتدایی و غیررسمی دارد، اما با پیچیده شدن روابط، افزایش احتمال عدم اجرای قواعد توسط افراد و ناتوانی کنترل غیررسمی، دولت ضامن نظم می­شود.
در جامعه نیک دولت با اخذ مالیات و ارائه سرویسهای اجتماعی (تأمین اجتماعی، تحصیلات و بهداشت رایگان) به بازتوزیع منابع در جامعه کمک ­می کند و در واقع، مازاد منابع را از طبقات بالای جامعه ستانده و در طبقات پایین توزیع ­می نماید. از طرف دیگر دولت با کنترل بر اجرای قواعد به تعین­پذیری رفتارها کمک می ­کند.
نقش اصلی دولت تأمین امنیت (جسمی و روانی) افراد، کنترل توزیع منابع بین افراد و نظارت بر اجرای قواعد رسمی است. برای اینکه افراد در برابر کنترل دولت بر منابع و قواعد، احساس اجبار نکنند لازم است که دولت، نماینده و وکیل خود آنها باشد و امور سیاسی به صورت دموکراتیک اداره شود. چرا که وقتی دولت نماینده افراد جامعه است، در واقع جامعه خود بر رفتارهای افراد کنترل دارد، و در این حالت اجبار ناشی از کنترل کمتر می­شود؛ زیرا افراد احساس می­کنند که در صورت لزوم می­توانند قواعد بازی و نیز بازیگران قدرت را تغییر دهند؛ و در نتیجه احساس آزادی بیشتری می­کنند.
بنابراین می توان گفت که جامعه نیک جامعه ای است که مهمترین نیاز انسانها به بیشترین مقدار ممکن مرتفع می گردد. در چنین جامعه ای نظم حالت داوطلبانه دارد هر چند که ممکن است ضامن بقای این نظم قدرت قهریه (دولت) باشد.

به نقل ازsociran.com

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

بیانیه آيت الله سبحاني بمناسبت کشتار مسلمانان چين
آيت الله جعفر سبحاني با صدور بيانيه اي به مناسبت کشتار مسلمانان در چين گفت: مسلمانان اويغور خواهان حقوق شهروندي خويش هستند و بايد دولت چين نسبت به تمام قوميت ‌ها به يک نظر بنگرد و حقوق همگان را رعايت کند.
ایرنا: آيت الله جعفر سبحاني با صدور بيانيه اي به مناسبت کشتار مسلمانان در چين گفت: مسلمانان اويغور خواهان حقوق شهروندي خويش هستند و بايد دولت چين نسبت به تمام قوميت ‌ها به يک نظر بنگرد و حقوق همگان را رعايت کند.
 
اين مرجع تقليد با انتقاد از حوادث اخير در چين، دفاع از مظلوم و ستمديده را يک وظيفه انساني و اسلامي دانست و تصريح کرد: ما تصور مي‌ کرديم که فقط غرب ستمگر به حقوق مسلمانان تجاوز مي‌ کند و آنان را از حقوق اوليه خود که حقوق اساسي و انساني است، محروم مي‌سازد، ولي خبرهاي رسيده از چين حاکي از آن است که در آن نقطه دنيا، مسلمانان بي ‌پناه مورد تجاوز چين کمونيست ديروز و چين سرمايه دار امروز قرار گرفته وبي‌ رحمانه سرکوب مي ‌شوند.

آيت الله سبحاني در اين بيانيه آورده است: مسلمانان اويغور خواهان حقوق شهروندي خويش هستند و بايد دولت چين نسبت به تمام قوميت ‌ها به يک نظر بنگرد و حقوق همگان را رعايت کند.

اين بيانيه مي افزايد: اين نوع برخورد، قلوب يک و نيم ميليارد مسلمان جهان را جريحه‌ دار کرد و حيثيت کشور چين را در سطح جهان خدشه‌دار مي‌سازد، چين که خود در سازمان ملل و شوراي امنيت عضويت دارد نبايد با جان و مال ملت خود، اين چنين رفتاري کند.

اين مرجع تقليد با تاکيد بر اينکه غرب از اين اختلافات بهره‌ ‌برداري کرده و هرگز به مسلمانان دربند، کمک نمي‌ کند، گفت: ما از سازمان‌ هاي بين ‌المللي و حقوق بشري و بالاخص سازمان‌ کنفرانس اسلامي درخواست مي‌ کنيم که هرچه زودتر به مسئوليتي که بر عهده گرفته‌ اند عمل کرده و از جان و مال مسلمانان چين دفاع کنند و نگذارند حقوق آنان بيش از اين پايمال شود.
به نقل از /asriran.com
نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |