متاسفانه فرهنگ جامعه ما چنين بود كه شما به عنوان يك سرباز فراري در بين مردم نيز محاكمه نشديد خب پس رفتار حرفه اي شما كجا رفته است؟؟ در بازي با تراكتورسازي حركت شما بعد از زدن گلي كه داور به ناحق براي شما گرفته بود آيا در مقابل تماشاگران ترك، حرفه اي و در حد يك بازيكني كه در بايرن مونيخ بازي كرده، بود؟مردم ما بايد بجاي واژه هاي جادوگر و سلطان اسم برازنده سرباز فراري را بر روي شما بگذارند چون جادوگر و سلطان و امپراطور و ژنرال ،فرماندهان و سربازان رشيد جبهه هاي جنگ بودند كه از ناممكن ها ممكن ساختند و دنيا را با دلاورمرديهاي خود در حيرت قرار دادند كساني چون باكريها ،همت ها،باقريهاواميران سرفراز لشكر ۲۱حمزه آذربايجان...
متاسفانه اين مساله را كه چرا شخصي بعد از فرار از ميدان مبارزه محبوبيت بيشتري بين طرفداران خاص خود پيدا مي كند و ديد جامعه نسبت به اين اشخاص چگونه است را بايد با ديد بازتر و از ديد اجتماعي بررسي مي كردم ولي شوكي كه با ديدن تصاوير بازي بر من وارد شد باعث شد كه مطالب فوق را با عجله بنويسم اگر در مطابل اشكالاتي وجود داشت معذرت خواهي مي كنم و اگر نظري در اين مورد داريد با ما در ميان بگذاريد...
|
سایت خلخالیم بعنوان اولین وب سایت جامع شهرستان خلخال در سایت ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ، متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ( معاونت امور مطبوعات و اطلاع رسانی ) ثبت گردیده و تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد . |
|
رنگهایی که مردمان یک جامعه در زندگی روزمره خود از آنها استفاده می کنند تا حد زیادی نشان دهنده ارزشها و گرایشهای افراد آن جامعه است. یک جامعه با اولویت بندی و ارزش گذاری رنگها انتخاب افراد را کانالیزه می کند. هر رنگی در هر جامعه ای مطلوبیت ندارد، و هر جامعه ای رنگهای خاصی را اجازه بروز و ظهور می دهد. رنگ لباس، نمای داخل و بیرون ساختمانها، دکوراسیون خانه، و ... از نمونه هایی هستند که افراد نسبت به رنگ آنها حساس هستند و نوع رنگ آنها همبستگی زیادی با خصائل جمعی افراد دارد. در اینجا سعی می شود دو نوع (type) جامعه را با دیدی نظری (و نه تجربی) توصیف نماییم: جامعه رنگی و جامعه سیاه و سفید. جامعه رنگی: جامعه سیاه و سفید: در خاتمه، با استفاده از تیپولوژی مطرح شده می توان چنین نتیجه گرفت که رنگهای طبیعی مورد استفاده در یک جامعه نشان دهنده خصلتهای اجتماعی افراد و جامعه است. جامعه سیاه و سفید دارای خصلتهایی است (خاص گرایی، عدم تساهل، بی اعتمادی، بیگانه هراسی، ناامنی، سکون و ...) متفاوت با ویژگیهای جامعه رنگی (عام گرایی، مدارا، اعتماد، امنیت، خلاقیت، و ...). این رابطه یک رابطه علّی است نه همبستگی صرف. نوع و فراوانی رنگهای مرسوم در جامعه تابع خصلتهای اجتماعی و ساختاری آن جامعه هستند. |

شهروندان عزیز،مسئولان شهری، ماهانه اجاره ای ۳۰۰هزار تومان با این همه مشکلات مالی بازار درد کمی نیست بیایید همت کنید و کار بزرگ انجام دهید درد ترافیکی این خیابان لج بازی با مغازه داران نیست.بازار قلب تپنده هر شهر است این قلب سکته کرده است برای این قلب عمل جراحی لازم است نه دیازپامی جهت تسکین خودمان . اگر می خواهید این قلب تپنده باز نایستد آن درد را پنهان نکنید بلکه اگر توان دارید عمل کنید و اگر نمی توانید...
و در آخر چند سوال داشتم شاید همکاران وبلاگی بتوانند جواب دهند:
۱-در شهریور امسال قرار بود جاده سنتو افتتاح شود چه شد؟
۲-در شهریور امسال قرار بود بلوار شهید مصطفی خمینی افتتاح شود چه شد؟
۳-در تیر ماه سال گذشته قرار بود تله کابین در میر عادل نصب شود چه شد؟
مسئولان محترم شهری،نماینده محترم خلخال و کوثر، آیا لیاقت مردم خلخال در امر شهری فقط ترمیم جوبهاست و آیا بزرگترین طرح عمرانی شهر احداث کانیو می باشد.بله ما خوشحال شدیم که نماینده خلخال وبسایت دارد و در سایت مطالبی نوشته می شود که برخی از دوستان اهل میانه به نماینده خود ایراد می گیرند که نماینده میانه چرا سایت ندارد ؟!!با این حرفها نمی توانیم خودمان را گول بزنیم چون خودمان هم میدانیم که میانه از لحاظ پیشرفت کجا و خلخال کجا؟!!
و السلام
شما در مورد عملکرد شهید باکری در این مورد و در زمامداری شهرداری چه فکر می کنید؟
|
انسانها در مقام مقایسه و ارزیابی خود نسبت به دیگران، گاه به دلیل تعلق داشتن به گروهی خاص (اعم از گروه دینی، ملی، قومی، نژادی، فامیلی، و ...) احساس برتری می کنند و این احساس را با افتخار بیان می کنند. در چنین حالتی افراد خود را نسبت به دیگران اصیل تر فرض کرده و در واقع برای خودشان اصالت قائل می شوند. این حسِ اصالت در شرایط زمانی و مکانی مختلف، صور متفاوتی به خود گرفته است. گاهی تعلق داشتن به طبقه ای خاص (اشراف، روحانیت، و ...) باعث تبختر بود و زمانی هم عضویت در یک گروه (گروه شغلی، تحصیلی، و ...) برای اعضای آن اصالت به بار می آورد. به نظر می رسد این احساس در دوره های مختلف تاریخی از نظم خاصی پیروی می کند. به عبارت دیگر، نوع و شکل اصالتی که افراد برای خود قائل هستند همبستگی زیادی با نوع و وضعیت اجتماعی جامعه ای دارد که در آن زندگی می کنند. جامعة سنتی معمولاً ویژگیهایی را اصیل معرفی می کند که انتسابی هستند و فرد از لحظه تولد دارای آن خصلت ویژه می باشد. برای مثال یک فرد از اولین روز تولدش با جنسیت معلوم، نژاد مشخص و طبقة اجتماعی معینی شناخته و ارزیابی می شود، این ویژگیها معمولاً تا آخر عمر تغییر چندانی نمی کند. در چنین جوامعی اصالت افراد هم انتسابی است به این معنا که فرد به دلیل انتساب به خصائلی که پیش از تولد او وجود داشتند اصیل شمرده می شود. در این حالت خود فرد در اصیل بودن یا نبودن خود تأثیر چندانی ندارد. همچنین در یک جامعة سنتی اصالت با مصرف تداعی می شود به این معنا که افرادی که مصرف متمایز و ارزشمندی نسبت به دیگران دارند اصیل شمرده می شوند. با وقوع تحولات اقتصادی و صنعتی در جوامع پیشرفتة معاصر معنا و دلالت "اصالت" نیز تغییر کرده است. در این جوامع اصالت آن چنان که در جوامع سنتی مرسوم بوده است، به خون و نژاد و طبقه نیست بلکه اصالت فرد معمولاً (و نه کاملاً) به دلیل داشتن ویژگیهای اکتسابی (همچون میزان تحصیلات، شغل، درآمد و ...) است. به عبارت دیگر در جوامع مدرن اصالت به "شدن" است نه "بودن". در یک جامعة مدرن، داشتن ویژگیهای خاصی که از قبل موجود بوده اند و فرد و جامعه تأثیری در به وجود آمدن آن نداشته است تأثیر زیادی در اصیل شمردن فرد ندارد، هر چند که "داشتن" می تواند باعث "شدن" هم گردد. در جوامع مدرن، انسانی اصیل شمرده می شود که یک چیزی را تولید کرده باشد (به نقل از ادگار مورن). فرد دارا اصیل نیست بلکه تولید کننده اصالت دارد. به بیان دیگر در جوامع مدرن، اصالت به تولید است و نه به مصرف. در چنین جامعه ای، فردی اصیل شمرده می شود که هر روز در حال توسعه و رشد باشد و جامعه ای اصالت دارد و عضویت در آن باعث افتخار است که تولید می کند. در نهایت باید گفت که امروزه دیگر داشتن شرایط خاص تاریخی باعث اصالت نیست بلکه به وجود آوردن شرایط خاص است که می تواند به افتخار و اصالت منجر شود. |
يکي از طرفداراش نوشته بود:
چرا خدا تو را براي این بيماري انتخاب كرد؟
او در جواب گفت:
در دنيا ، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند 500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند 50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند 5 هزار نفر سرشناس مي شوند . 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند ، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ...
و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم ، هرگز نگفتم خدايا چرا من ؟
و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم ، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟
مطلبی که مطالعه فرمودید از وبلاگ هیرو که از زحمات دوست عزیز آقای ابراهیم زاده است برداشت شده است.
نظرات خود را برای ما ارسال نمایید...

۱ - بهسازی کانیوها و جوبهابه شکل احسن که امیدواریم این کار که در برخی نقاط شهر نیمه کاره مانده به زودی اتمام یابد.
۲ - بازسازی پارک کودک به شکل زیبایی که توجه همشهریان را به خود جلب کرده است، عکسهای زیر که توسط همکار محترم جناب خالقی مقدم برداشته شده توجه فرمایید:



در لحظه ثبت این تصاویر که به همراه آقای خالقی مقدم بودم احساس شادی و فرح همشهریان را از نزدیک مشاهده نمودیم که در نوع خودش قابل تامل بود ، بعد از ثبت تصاویر در حالی که قصد رفتن به خانه را داشتیم به همراه آقا مجید تصمیم گرفتیم که به اللرباغی نیز سر بزنیم تا گشت و گذار مردم را نیز در آنجا ببینیم ولی با باغی خلوت و تاریک مواجه شدیم که سکوت روی نیمکتهای آن هوا میخورد:


و در اینجا از شهردار محترم خواهش می کنم که از هدر رفتن بیت المال در شهر جلوگیری کنند نمونه هایی که در ازناو یا اللرباغی مشاهده میشود.امنیت و چراغانی این مکانها بسیار مهم است. بله آقای شهردار ساختن زیباست ولی نگهداری و مدیریت بهسازی و تعمیر مهمتر از أن.
با تشکر از همکار محترم جناب آقای خالقی مقدم و وبلاگ هیرو نیوز

۱- بهسازی جداول بلوار ۱۷ شهریور که در بسیاری نقاط به شکل بسیار زننده ای توجه هر بیننده ای را به خود جلب میکند در حالی که در نزدیکی میدان بسیج که جدولها در زمان آقای موذنی بهسازی شده بود و در آن شمشادهای روییده شده به شکل بسیار زیبایی دیده میشود. من به عنوان یک شهروند در حالی این خواهش را از شهردار محترم دارم که میبینم جدولهای بسیاز زیادی برای بهسازی جوبها خریداری شده و پیمانکار مشغول به کار است و این فرصت بسیار مناسبی می باشد تا در آن قسمت کلاس شهریمان را بالا ببریم.
۲-مطلب دیگری که بسیار برایم مهم آمد صرفه جویی در برق مصرفی معابر بود که نمیدانم به دستور کدام نهاد یا سازمانی در شهر آنهم در نقاط حساس و کلاسیک شهر اجرا میشد که نمونه آنرا من در هیچ شهری نه دیده و نه شنیده ام به عکس زیر که از کارهای زیبای آقای شیرعلیپور است توجه فرمایید:

چرا در قسمت ورودی شهر باید چراغها یک در میان خاموش باشند؟!!
۳-افزایش روشنایی پارکها و مناطق تفریحی که عدم این کار باعث نبود امنیت نیز میشود نمونه هایی که خود مشاهده کردم پارک اللرباغی ،میرعادل بولاغی ، پارک ارم ُ پارک چمران ،ازناو بود که از دید کافی و روشنایی که مورد توجه باشد برخوردار نبودند.
۴-حفاظت و نگهداری از امکانات ساخته شده در شهر که متاسفانه در موارد بسیار زیادی دیده شده که با هزاران زحمت وسیله یا امکاناتی در یک منطقه شهر ساخته و قرار داده میشود ولی در اثر نبود مدیریت تعمیر و نگهداری آن وسیله به مرور زمان یا در اثر دستکاری از بین میرود نمونه های بسیاری در اللر باغی و در ازناو قابل مشاهده است.
۵- و در آخر جا دارد از کارگران و زحمتکشان شهری تقدیر و تشکر ویژه ای کرده باشیم که در خصوص بهسازی جوبها و کانیوها و بهسازی زیبای پارک کوچک زحمات بسیاری را متحمل شده اند.
شما همشهریان عزیز لطفاً نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
2) نظم اجتماعی در چنین جامعه ای چگونه باید باشد؟
3) این نظم چگونه حفظ می شود؟
این نوشتار پاسخی است اجمالی به سه پرسش فوق.
عالمان اجتماعی از قدیم الایام مقیاس ایده آلی را برای ارزیابی و مقایسه وضعیت حال جامعه با آن طراحی می کردند. آنان جامعه ایده آلی را با مشخصات معلوم ترسیم نموده و آن را «مدینه فاضله» می نامیدند. در مدینه فاضله همه چیز به حد اعلا خوب و مناسب بود. از منظر این فلاسفه مدینه فاضله جامعه ای است که امور طبیعی و اجتماعی در آن به بهترین نحو جاری است.
امروزه نیز بحثی مشابه مبحث فوق از منظر جامعه شناسی مطرح شده و در آن به ویژگیهای جامعه آرمانی- واقعی که مد نظر جامعه شناس است پرداخته می شود اما نه با نام مدینه فاضله بلکه با نامی دیگر: جامعه نیک (good society).
در آغاز بحث لازم است تعریف مبنایی خود را از جامعه ارائه دهیم و سپس با توجه به این تعریف مشخصات یک جامعه نیک را متذکر شویم.
جامعه (society) مجموعهای است از کنشگران مرتبط با هم، منابع و قواعد اجتماعی.
این تعریف حاوی سه عنصر اساسی است: کنشگر، منابع، و قواعد.
کنشگر: جامعه از اجتماع و ارتباط کنشگران با همدیگر تشکیل شده است. کنشگران دارای استعدادها، نیازها و تمنیات، و اهداف نسبتاً مشابهی هستند. در یک جامعه نیک لازم است که نیازهای کنشگران برآورده شوند و استعدادهایشان شکوفا گردد. اما از آنجا که نوع و سطح نیاز همه افراد یکسان نیست و حتی گاهی اوقات این نیازها متضاد همدیگر هستند پس لازم است معیاری برای سنجش نیاز مرجّح مد نظر باشد. مهمترین نیازهای فردی عبارتند از سلامت، امنیت، و حرمت. بنابراین میتوان گفت جامعهای نیک است که بتواند بیشترین سلامت، امنیت و حرمت را برای بیشتر افراد جامعه، برای مدت زمان نسبتاً طولانی تأمین نماید.
منابع: هر جامعهای برای بقای خویش نیازمند وجود منابع (ثروت، قدرت، منزلت و اطلاعات) است. جامعه نیک لازم است روشهایی را برای ایجاد و حفظ منابع مورد نیازش فراهم نماید. منابع موجود باید به گونهای توزیع شوند که در نتیجه آن، همه افراد از حداکثر ممکنِ سلامت، امنیت و حرمت برخوردار باشند.
قواعد: قواعد باعث میشوند تا موقعیتها قابل پیشبینی و تعین پذیر شوند. همیشه این احتمال وجود دارد که افراد، به خصوص افراد تازه وارد، از قواعد اجتماعی پیروی نکنند. دو مکانیسم عمده باعث کاهش این احتمال می گردد: (1) جامعه پذیری افراد و درونی کردن قواعد، و (2) نظارت بر اجرای قواعد و مجازات افراد خاطی.
نهاد خانواده، آموزش و پرورش و رسانههای جمعی وظیفه درونی کردن قواعد اجتماعی (به ویژه قواعد اخلاقی) را بر عهده دارند. اگر قواعد درونی شوند، افراد در موقع اجرای قواعد احساس اجبار و زور کمتری میکنند و نظم اجتماعی حاکم بر جامعه حالتی داوطلبانه به خود میگیرد.
باید توجه داشت که کنشگران در پیروی از قواعد اجتماعی به صورت فعال ظاهر می شوند و ممکن است بعضی از کنشگران برخی از قواعد را مراعات ننمایند و یا قواعد دیگری را ابداع نمایند. این امر در عین حال که می تواند بنیانهای ساختاری جامعه را با چالش مواجه سازد باعث پویایی جامعه نیز می گردد.
در مورد کنترل اجتماعی نیز باید متذکر شد که کنترل کنشگران و مجازات خاطیان نباید به گونهای باشد که امکان تغییر و تحول را از بین ببرد. چرا که جامعه همراه با نظم و ایستایی به تغییر و پویایی نیز نیاز دارد.
ایجاد و نگهداری نظم در یک جامعه از مباحث قدیمی در حوزه علم الاجتماع محسوب می شده است. فلاسفه و اندیشمندان اجتماعی قدیمی بیشتر از منظر حفظ نظم به این مبحث نگاه می کردند. اما برخی از صاحب نظران نیز با انتقاد از نظم موجود سفارش به تغییر می کردند. فارغ از این مباحث نظری، در یک جامعه زنده همیشه نظم و تغییر با هم اتفاق می افتند لکن میزان، نوع و ترکیب آنها در موقعیت های مختلف متغیر است.
بهتر است نظمی که در جامعه نیک به وجود میآید حالت داوطلبانه (و نه اجباری) داشته باشد چرا که کنش داوطلبانه موجب حفظ حرمت کنشگران می گردد و در واقع باعث مرتفع شدن یکی از نیازهای حیاتی آنها می گردد.
نظم در یک جامعه ساده حالت ابتدایی و غیررسمی دارد، اما با پیچیده شدن روابط، افزایش احتمال عدم اجرای قواعد توسط افراد و ناتوانی کنترل غیررسمی، دولت ضامن نظم میشود.
در جامعه نیک دولت با اخذ مالیات و ارائه سرویسهای اجتماعی (تأمین اجتماعی، تحصیلات و بهداشت رایگان) به بازتوزیع منابع در جامعه کمک می کند و در واقع، مازاد منابع را از طبقات بالای جامعه ستانده و در طبقات پایین توزیع می نماید. از طرف دیگر دولت با کنترل بر اجرای قواعد به تعینپذیری رفتارها کمک می کند.
نقش اصلی دولت تأمین امنیت (جسمی و روانی) افراد، کنترل توزیع منابع بین افراد و نظارت بر اجرای قواعد رسمی است. برای اینکه افراد در برابر کنترل دولت بر منابع و قواعد، احساس اجبار نکنند لازم است که دولت، نماینده و وکیل خود آنها باشد و امور سیاسی به صورت دموکراتیک اداره شود. چرا که وقتی دولت نماینده افراد جامعه است، در واقع جامعه خود بر رفتارهای افراد کنترل دارد، و در این حالت اجبار ناشی از کنترل کمتر میشود؛ زیرا افراد احساس میکنند که در صورت لزوم میتوانند قواعد بازی و نیز بازیگران قدرت را تغییر دهند؛ و در نتیجه احساس آزادی بیشتری میکنند.
بنابراین می توان گفت که جامعه نیک جامعه ای است که مهمترین نیاز انسانها به بیشترین مقدار ممکن مرتفع می گردد. در چنین جامعه ای نظم حالت داوطلبانه دارد هر چند که ممکن است ضامن بقای این نظم قدرت قهریه (دولت) باشد.
به نقل ازsociran.com
آيت الله سبحاني در اين بيانيه آورده است: مسلمانان اويغور خواهان حقوق شهروندي خويش هستند و بايد دولت چين نسبت به تمام قوميت ها به يک نظر بنگرد و حقوق همگان را رعايت کند.
اين بيانيه مي افزايد: اين نوع برخورد، قلوب يک و نيم ميليارد مسلمان جهان را جريحه دار کرد و حيثيت کشور چين را در سطح جهان خدشهدار ميسازد، چين که خود در سازمان ملل و شوراي امنيت عضويت دارد نبايد با جان و مال ملت خود، اين چنين رفتاري کند.
اين مرجع تقليد با تاکيد بر اينکه غرب از اين اختلافات بهره برداري کرده و هرگز به مسلمانان دربند، کمک نمي کند، گفت: ما از سازمان هاي بين المللي و حقوق بشري و بالاخص سازمان کنفرانس اسلامي درخواست مي کنيم که هرچه زودتر به مسئوليتي که بر عهده گرفته اند عمل کرده و از جان و مال مسلمانان چين دفاع کنند و نگذارند حقوق آنان بيش از اين پايمال شود.

