در نظر سنجی وبلاگ رادبه به عملکرد شورای شهر
خلخال رای دهید...
این نظر سنجی در جهت آگاهی اعضای محترم شورا از میزان رضایت مردم از عملکرد خود ایجاد شده است...
قسمتی از تبلیغات دکتر خالقی قبل از نمایندگی

امیدوارم سال ۱۳۸۸ سال عمل به وعده های انتخاباتی باشد!!!


نقشه موقعیت خلخال در استان اردبیل
بر گرفته ازhttp://drkhaleghi.com
تاریخچه تکامل پرچم ایران
پیشینه
نخستین اشاره در تاریخ اساطیر ایران به وجود پرچم، به قیام کاوه آهنگر علیه ظلم و ستم آژی دهاک(ضحاک) بر میگردد. در آن هنگام کاوه برای آن که مردم را علیه ضحاک بشوراند، پیش بند چرمی خود را بر سر چوبی کرد و آن را بالا گرفت تا مردم گرد او جمع شدند. سپس کاخ فرمانروای خونخوار را در هم کوبید و فریدون را بر تخت شاهی نشانید.
فریدون نیز پس از آنکه فرمان داد تا پاره چرم پیش بند کاوه را با دیباهای زرد و سرخ و بنفش آراستند و دُر و گوهر به آن افزودند، آن را درفش شاهی خواند و بدین سان " درفش کاویان " پدید آمد. نخستین رنگهای پرچم ایران زرد و سرخ و بنفش بود، بدون آنکه نشانه ای ویژه بر روی آن وجود داشته باشد. درفش کاویان صرفاً افسانه نبوده و به استناد تاریخ تا پیش از حمله اعراب به ایران، بویژه در زمان ساسانیان و هخامنشیان پرچم ملی و نظامی ایران را درفش کاویان می گفتند، هر چند این درفش کاویانی اساطیری نبوده است.
محمدبن جریر طبری در کتاب تاریخ خود به نام الامم و الملوک مینویسد: درفش کاویان از پوست پلنگ درست شده، به درازای دوازده ارش که اگر هر ارش را که فاصله بین نوک انگشتان دست تا بندگاه آرنج است 60 سانتی متر به حساب آوریم، تقریباٌ پنج متر عرض و هفت متر طول میشود. ابولحسن مسعودی در مروج اهب نیز به همین موضوع اشاره میکند.
به روایت اکثر کتب تاریخی، درفش کاویان زمان ساسانیان از پوست شیر یا پلنگ ساخته شده بود، بدون آنکه نقش جانوری بر روی آن باشد. هر پادشاهی که به قدرت می رسید تعدادی جواهر بر آن می افزود. به هنگام حملهٌ اعراب به ایران، در جنگی که در اطراف شهر نهاوند در گرفت درفش کاویان به دست آنان افتاد و چون آن را همراه با فرش مشهور " بهارستان " نزد عمربن خطاب خلیفه مسلمانان، بردند وی از بسیاری گوهرها، دُرها و جواهراتی که به درفش آویخته شده بود دچار شگفتی شد و به نوشته فضل الله حسینی قزوینی در کتاب المعجم مینویسد: " امیر المومنین سپس بفرمود تا آن گوهرها را برداشتند و آن پوست را سوزانیدند ".
با فتح ایران به دست اعراب - مسلمان، ایرانیان تا دویست سال هیچ درفش یا پرچمی نداشتند و تنها دو تن از قهرمانان ملی ایران زمین، یعنی ابومسلم خراسانی و بابک خرم دین دارای پرچم بودند. ابومسلم پرچمی یکسره سیاه رنگ داشت و بابک سرخ رنگ به همین روی بود که طرفداران این دو را سیاه جامگان و سرخ جامگان می خواندند. از آنجائی که علمای اسلام تصویرپردازی و نگارگری را حرام میدانستند تا سالهای مدید هیچ نقش و نگاری از جانداران بر روی درفش ها تصویر نمی شد.
نخستین تصویر بر روی پرچم ایران
در سال 355 خورشیدی ( 976 میلادی ) که غزنویان، با شکست دادن سامانیان، زمام امور را در دست گرفتند، سلطان محمود غزنوی برای نخستین بار دستور داد نقش یک ماه را بر روی پرچم خود که رنگ زمینه آن یکسره سیاه بود زردوزی کنند. سپس در سال 410 خورشیدی ( 1031 میلادی ) سلطان مسعود غزنوی به انگیزه دلبستگی به شکار شیر دستور داد نقش و نگار یک شیر جایگزین ماه شود و از آن پس هیچگاه تصویر شیر از روی پرچم ملی ایران برداشته نشد تا انقلاب ایران در سال (1979 میلادی).
افزوده شدن نقش خورشید بر پشت شیر
در زمان خوارزمشاهیان یا سلجوقیان سکه هائی زده شد که بر روی آن نقش خورشید بر پشت آمده بود، رسمی که به سرعت در مورد پرچمها نیز رعایت گردید. در مورد علت استفاده از خورشید دو دیدگاه وجود دارد، یکی اینکه چون شیر گذشته از نماد دلاوری و قدرت، نشانه ماه مرداد ( اسد ) هم بوده و خورشید در ماه مرداد در اوج بلندی و گرمای خود است، به این ترتیب همبستگی میان خانه شیر ( برج اسد ) با میانهٌ تابستان نشان داده می شود. نظریه دیگر بر تاًثیر آئین مهرپرستی و میترائیسم در ایران دلالت دارد و حکایت از آن دارد که به دلیل تقدس خورشید در این آئین، ایرانیان کهن ترجیح دادند خورشید بر روی سکه ها و پرچم بر پشت شیر قرار گیرد.
پرچم در دوران صفویان
در میان شاهان سلسله صفویان که حدود 230 سال بر ایران حاکم بودند تنها شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب اول بر روی پرچم خود نقش شیر و خورشید نداشتند. پرچم شاه اسماعیل یکسره سبز رنگ بود و بر بالای آن تصویر ماه قرار داشت. شاه طهماسب نیز چون خود زادهً ماه فروردین ( برج حمل ) بود دستور داد به جای شیر و خورشید تصویر گوسفند ( نماد برج حمل ) را هم بر روی پرچمها و هم بر سکه ها ترسیم کنند. پرچم ایران در بقیهً دوران حاکمیت صفویان سبز رنگ بود و شیر و خورشید را بر روی آن زردوزی می کردند. البته موقعیت و طرز قرارگرفتن شیر در همهً این پرچمها یکسان نبوده، شیر گه نشسته بوده، گاه نیمرخ و گاه رو به سوی بیننده. در بعضی موارد هم خورشید از شیر جدا بوده و گاه چسبیده به آن. به استناد سیاحت نامهً ژان شاردن جهانگرد فرانسوی استفاده او بیرق های نوک تیز و باریک که بر روی آن آیه ای از قرآن و تصویر شمشیر دوسر علی یا شیر خورشید بوده، در دوران صفویان رسم بوده است. به نظر می آید که پرچم ایران تا زمان قاجارها، مانند پرچم اعراب، سه گوشه بوده نه چهارگوش.
پرچم در عهد نادرشاه افشار
نادر که مردی خود ساخته بود توانست با کوششی عظیم ایران را از حکومت ملوک الطوایفی رها ساخته، بار دیگر یکپارچه و متحد کند. سپاه او از سوی جنوب تا دهلی، از شمال تا خوارزم و سمرقند و بخارا، و از غرب تا موصل و کرکوک و بغداد و از شرق تا مرز چین پیش روی کرد. در همین دوره بود که تغییراتی در خور در پرچم ملی و نظامی ایران بوجود آمد. درفش شاهی یا بیرق سلطنتی در دوران نادرشاه از ابریشم سرخ و زرد ساخته می شد و بر روی آن تصویر شیر و خورشید هم وجود داشت اما درفش ملی ایرانیان در این زمان سه رنگ سبز و سفید و سرخ با شیری در حالت نیمرخ و در حال راه رفتن داشته که خورشیدی نیمه بر آمده بر پشت آن بود و در درون دایره خورشید نوشته بود: " المک الله " سپاهیان نادر در تصویری که از جنگ وی با محمد گورکانی، پادشاه هند، کشیده شده، بیرقی سه گوش با رنگ سفید در دست دارند که در گوشهً بالائی آن نواری سبز رنگ و در قسمت پائیتی آن نواری سرخ دوخته شده است. شیری با دم برافراشته به صورت نیمرخ در حال راه رفتن است و درون دایره خورشید آن بازهم " المک الله " آمده است. بر این اساس میتوان گفت پرچم سه رنگ عهد نادر مادر پرچم سه رنگ فعلی ایران است. زیرا در این زمان بود که برای نخستین بار این سه رنگ بر روی پرچم های نظامی و ملی آمد، هر چند هنوز پرچمها سه گوشه بودند.
دورهً قاجارها، پرچم چهار گوشه
در دوران آغامحمدخان قاجار، سر سلسلهً قاجاریان، چند تغییر اساسی در شکل و رنگ پرچم داده شد، یکی این که شکل آن برای نخستین بار از سه گوشه به چهارگوشه تغییر یافت و دوم این که آغامحمدخان به دلیل دشمنی که با نادر داشت سه رنگ سبز و سفید و سرخ پرچم نادری را برداشت و تنها رنگ سرخ را روی پرچم گذارد. دایره سفید رنگ بزرگی در میان این پرچم بود که در آن تصویر شیر و خورشید به رسم معمول وجود داشت با این تفاوت بارز که برای نخستین بار شمشیری در دست شیر قرار داده شده بود. در عهد فتحعلی شاه قاجار، ایران دارای پرچمی دوگانه شد. یکی پرچمی یکسره سرخ با شیری نشسته و خورشید بر پشت که پرتوهای آن سراسر آن را پوشانده بود. نکته شگفتی آور این که شیر پرچم زمان صلح شمشیر بدست داشت در حالی که در پرچم عهد جنگ چنین نبود. در زمان فتحعلی شاه بود که استفاده از پرچم سفید رنگ برای مقاصد دیپلماتیک و سیاسی مرسوم شد. در تصویری که یک نقاش روس از ورود سفیر ایران " ابوالحسن خان شیرازی " به دربار تزار روس کشیده، پرچمی سفید رنگ منقوش به شیر و خورشید و شمشیر، پیشاپیش سفیر در حرکت است. سالها بعد، امیرکبیر از این ویژگی پرچم های سه گانهً دورهً فتحعلی شاه استفاده کرد و طرح پرچم امروزی را ریخت. برای نخستین بار در زمان محمدشاه قاجار ( جانشین فتحعلی شاه ) تاجی بر بالای خورشید قرار داده شد. در این دوره هم دو درفش یا پرچم به کار می رفته است که بر روی یکی شمشیر دو سر حضرت علی و بر دیگری شیر و خورشید قرار داشت که پرچم اول درفش شاهی و دومی درفش ملی و نظامی بود.
امیرکبیر و پرچم ایران
میرزا تقی خان امیرکبیر، بزرگمرد تاریخ ایران، دلبستگی ویژه ای به نادرشاه داشت و به همین سبب بود که پیوسته به ناصرالدین شاه توصیه می کرد شرح زندگی نادر را بخواند. امیرکبیر همان رنگ های پرچم نادر را پذیرفت، اما دستور داد شکل پرچم مستطیل باشد ( بر خلاف شکل سه گوشه در عهد نادرشاه ) و سراسر زمینهً پرچم سفید، با یک نوار سبز به عرض تقریبی 10 سانتی متر در گوشه بالائی و نواری سرخ رنگ به همان اندازه در قسمت پائین پرچم دوخته شود و نشان شیر و خورشید و شمشیر در میانه پرچم قرار گیرد، بدون آنکه تاجی بر بالای خورشید گذاشته شود. بدین ترتیب پرچم ایران تقریباٌ به شکل و فرم پرچم امروزی ایران درآمد.
انقلاب مشروطیت و پرچم ایران
با پیروزی جنبش مشروطه خواهی در ایران و گردن نهادن مظفرالدین شاه به تشکیل مجلس، نمایندگان مردم در مجلس های اول و دوم به کار تدوین قانون اساسی و متمم آن می پردازند. در اصل پنجم متمم قانون اساسی آمده بود: " الوان رسمی بیرق ایران، سبز و سفید و سرخ و علامت شیر و خورشید است"، کاملا مشخص است که نمایندگان در تصویب این اصل شتابزده بوده اند. زیرا اشاره ای به ترتیب قرار گرفتن رنگها، افقی یا عمودی بودن آنها، و این که شیر و خورشید بر کدام یک از رنگها قرار گیرد به میان نیامده بود. همچنین دربارهً وجود یا عدم وجود شمشیر یا جهت روی شیر ذکری نشده بود. به نظر می رسد بخشی از عجلهً نمایندگان به دلیل وجود شماری روحانی در مجلس بوده که استفاده از تصویر را حرام می دانستند. نمایندگان نواندیش در توجیه رنگهای به کار رفته در پرچم به استدلالات دینی متوسل شدند، بدین ترتیب که می گفتند رنگ سبز، رنگ دلخواه پیامبر اسلام و رنگ این دین است، بنابراین پیشنهاد می شود رنگ سبز در بالای پرچم ملی ایران قرار گیرد. در مورد رنگ سفید نیز به این حقیقت تاریخی استناد شد که رنگ سفید رنگ مورد علاقهً زرتشتیان است، اقلیت دینی که هزاران سال در ایران به صلح و صفا زندگی کرده اند و این که سفید نماد صلح، آشتی و پاکدامنی است و لازم است در زیر رنگ سبز قرار گیرد.
در مورد رنگ سرخ نیز با اشاره به ارزش خون شهید در اسلام، بویژه امام حسین و جان باختگان انقلاب مشروطیت به ضرورت پاسداشت خون شهیدان اشاره گردید. وقتی نمایندگان روحانی با این استدلالات مجباب شده بودند و زمینه مساعد شده بود، نواندیشان حاضر در مجلس سخن را به موضوع نشان شیر و خورشید کشاندند و این موضوع را این گونه توجیه کردند که انقلاب مشروطیت در مرداد (سال 1285 هجری شمسی 1906 میلادی) به پیروزی رسید یعنی در برج اسد(شیر). از سوی دیگر چون اکثر ایرانیان مسلمان شیعه و پیرو علی هستند و اسدالله از القاب حضرت علی است، بنابراین شیر هم نشانهً مرداد است و هم نشانهً امام اول شیعیان در مورد خورشید نیز چون انقلاب مشروطه در میانهً ماه مرداد به پیروزی رسید و خورشید در این ایام در اوج نیرومندی و گرمای خود است پیشنهاد می کنیم خورشید را نیز بر پشت شیر سوار کنیم که این شیر و خورشید هم نشانهً علی باشد هم نشانهً ماه مرداد و هم نشانهً چهاردهم مرداد یعنی روز پیروزی مشروطه خواهان و البته وقتی شیر را نشانهً پیشوای امام اول بدانیم لازم است شمشیر ذوالفقار را نیز بدستش بدهیم. بدین ترتیب برای اولین بار پرچم ملی ایران به طور رسمی در قانون اساسی به عنوان نماد استقلال و حاکمیت ملی مطرح شد. در سال 1336 منوچهر اقبال، نخست وزیر وقت به پیشنهاد هیاًتی از نمایندگان وزارت خانه های خارجه، آموزش و پرورش و جنگ طی بخش نامه ای ابعاد و جزئیات دیگر پرچم را مشخص کرد. بخش نامهً دیگری در سال 1337 در مورد تناسب طول و عرض پرچم صادر شد و طی آن مقرر گردید طول پرچم اندکی بیش از یک برابر و نیم عرضس باشد.
پرچم بعد از انقلاب
در اصل هجدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مصوب سال 1358 (1979 میلادی) در مورد پرچم گفته شده است که پرچم جمهوری اسلامی از سه رنگ سبز، سفید و سرخ تشکیل می شود و نشانهً جمهوری اسلامی (تشکیل شده با حروف الله اکبر) در وسط آن قرار دارد.
به نقل ازdaneshnameh.roshd.ir
| |||||||||||||||||||||
|
جامعه شناسی مطالعه قوانین و فرایندهای اجتماعی است که مردم را نه تنها به عنوان افراد و اشخاص بلکه به عنوان اعضاء انجمنها ،گروهها و نهادهای اجتماعی شناسانده و مورد بررسی قرار می دهد .جامعه شناسی مطالعه زندگی اجتماعی گروهها و جوامع انسانی است.مطالعه ای هیجان انگیز و مجذوب کننده که موضوع اصلی آن رفتار خود ما به عنوان موجودات اجتماعی است .دامنه جامعه شناسی بینهایت وسیع است و از تحلیل برخوردهای گذرا بین افراد در خیابان تا بررسی فرایندهای اجتماعی جهانی را در بر می گیرد.
جامعه شناسی از نگاهی دیگر مقدمه
تاریخچه
شاخه های اصلی جامعه شناسیحوزه های تخصصی جامعه شناسی
مفاهیم کلیدی جامعه شناسی
روشهای تحقیق و پژوهش در جامعه شناسیارتباط جامعه شناسی با علوم دیگر
جامعه شناسی و اسلام
متفکران و بزرگان جامعه شناسی
نظریه جامعه شناسیجامعه شناسی در ایرانمقالات مطرح در مورد جامعه شناسیخطوط خارجیبه نقل از daneshnameh.roshd.ir |
نویسنده:علی بیرانوند
دورکیم اعتقاد دارد که مناسک دینی همبستگی و انسجام اجتماعی را ایجاد و حفظ می کند. وی می گوید این اهمیت ندارد که اعضای گروه برای چه کاری گرد هم می آیند ، مهم این است که آنها گرد هم می آیند و کاری را به گونۀ دسته جمعی انجام می دهند. به عبارت بهتر امر اساسی این است که انسان ها گرد هم می آیند ، احساسات مشترکی را تجربه می کنند و به گونۀ یک کنش جمعی آن را بیان می کنند. بنابر آنچه که دورکیم می گوید مهم کنش جمعی است مهم نیست به چه منظوری.
بنابراین دورکیم کارکرد مناسک دینی را در قالب کنش جمعی و نتیجتاً همبستگی و انسجام اجتماعی تبیین می کند. بر این منوال شاید بتوان صور دیگر پدیده های اجتماعی را که منجر به کنش جمعی می شوند عامل انسجام اجتماعی تلقی کرد.
جشن های دسته جمعی را می توان یکی از موارد مهم، از این نوع دانست . جشن ها معمولاً به صورت گروهی برگزار می شوند. تعدادی از افراد گرد هم آمده و با تمسک به یک موضوع خاص به تبادل احساسات و عواطف نسبت به هم می پردازند . این گونه جشن ها برای خود قاعده مندی ها و روش های خاص دارند. از این نظر بین جشن های دسته جمعی و مناسک دینی یک نوع همانندی وجود دارد. بدین معنی که در هر دو پدیده ، عنصر قاعده مندی و روش مندی وجود داشته و برگزاری آن فاقد نظم و مقررات خاص نیست. اما جشن های گروهی بر خلاف مناسک دینی که از تقدس برخوردار بوده و کمتر تغییر پذیرند ، آسانتر با شرایط ، مقتضیات و نیازهای زندگی بشری سازگار می گردند. از سویی برگزاری جشن های دسته جمعی ضمن اینکه منجر به کنش جمعی می شوند از لحاظ روحی و روانی ، شادابی ، کاهش تنش های عاطفی ، رفع تیره گیهای روابط بین افراد و کاهش کشمکش های اجتماعی را به همراه دارد.
جشن های دسته جمعی معمولاً طبقات رایج اجتماعی را که باعث تقسیم بندی اعضای جامعه و ایجاد خط کشی های سفت و سخت می شوند تضعیف و به طریق اولی حذف می کنند. مناصب ، مقام ها ، موقعیت ها و پایگاه های اجتماعی حین برگزاری جشن ها عامل اساسی به شمار نمی روند.
بنابراین می توان گفت که برگزاری جشن ها همانند مناسک دینی از جمله عوامل ایجاد همبستگی ، انسجام و وفاق اجتماعی هستند. مضافاً اینکه در جشن ها تنوع بیشتری به چشم می خورد .
با این وصف جشن های گروهی در خدمت حفظ منافع جمعی است چرا که همبستگی اجتماعی را تضمین کرده و سلامت روحی و روانی اجتماع را به ارمغان می آورد.
به هر حال ایجاد و حفظ همبستگی اجتماعی برای ادامۀ حیات مفید و ثمر بخش جوامع، بسیار مهم و تعیین کننده است. جشن های گروهی ابزار مناسبی برای ایجاد چنین همبستگی اجتماعی به شمار می روند چه معمولاً برگزاری جشن ها با هر عنوان و علتی که باشد مورد استقبال عموم مردم قرار می گیرد.
چیزی که شادابی و نشاط و همبستگی و انسجام اجتماعی را همزمان به وجود می آورد شایسته آن است که بیشتر از آنچه امروز هست مورد عنایت قرار گیرد.
جشن های دسته جمعی کارکردی این چنینی دارند بنابراین ایجاد شور و نشاط بین افراد جامعه و نتیجتاً دستیابی به یکپارچگی اجتماعی در گرو توجه ویژه به آن است.
به نقل ازhttp://bayran.blogfa.com/

امیل دورکیم
| ||
| فرهنگسرای طبیعت در تهران جشنواره ملی عسل را با حضور زنبورداران نمونه و تولیدکنندگان برتر عسل در دهه سوم شهریورماه امسال برگزار کرد. | ||
|
به گزارش خبرگزاری ایرنا، در این جشنواره، غرفهای از سوی مجتمع آموزش عالی جهادکشاورزی استان مازندران برای اطلاعرسانی دربارهی عسل راهاندازی شد تا شهروندان پیش از خرید این مادهی طبیعی، اطلاعات لازم را به دست آورده، سپس اقدام به خرید کنند. «علی کیانی» و «حمید محمدی» از دانشجویان پرورش زنبور عسل مستقر در این غرفه در گفتوگو با خبرگزاری ایرنا گفتند: «نمونهای از عسلهای موجود در غرفههای این جشنواره آزمایش شده و در صورت تایید، فرم مربوطه را دریافت میکنند.» کیانی افزود: «به هر یک از شهروندان این فرمها داده میشود تا با آسودگی خاطر عسلهای مرغوب و طبیعی را خریداری کنند.» او ادامه داد: «عسلها با توجه به تغذیهی زنبور از نوع گلها، متفاوت بوده؛ اما به صورت کلی، عسلی طبیعیست که رسوب کند.» «شیرالله پرنده» زنبوردار نمونهی سال 81 و تولیدکنندهی نمونهی سال 85 نیز گفت: «عسل شیر طبیعی یکی از تولیدات زنبورداران است که این محصول از تغذیهی زنبوران عسل با ترکیبی از عسل، شیر، ژلهرویال، گرده زنبور و آنزیمهای معده زنبور تهیه شده است.» او با اشاره به این که این عسل فاقد چربی بوده، دارای گواهی کیفیت از فارماکولوژی دانشگاه سوئد است، ادامه داد: «خواص عسلها با توجه به نوع تغذیهی آنها متفاوت است.» پرنده برگزاری چنین جشنوارهای را در خصوص اطلاعرسانی و فرهنگسازی برای استفاده از مواد طبیعی لازم دانست
|
حال باید توجه داشت که شورای شهر محترم در انتخاب شهردار به چه نکاتی باید توجه کنند؟!
آیا شورای شهر در انتخاب شهردار به مصالح خود فکر می کند؟یا شهردار خلخال از بین سفارشات اهالی خلخالی یا به اصطلاح (هیرولی)انتخاب خواهد شد؟!انتخابی که در بعضی از ادارات دیده شد.امیدواریم که سال جدید سال شکوفایی فکری برای مسئولان شهرمان باشد و از دامن زدن به مسایلی از قبیل روستایی و شهری و نقش آن در انتخاب مسئولان پرهیز کنند.
شما چه فکر میکنید؟!!
نظر خود را در مورد انتخاب شهردار خلخال با ما در میان بگذارید...





بر گرفته از http://hironews.blogfa.com
عکاس:مجید خالقی مقدم



برگرفته از http://hironews.blogfa.com/
چه خوب می شد اگر مسئولان بیشتر به فکر فراهم نمودن امکانات رفاهی بودند!!!
»بسکتبالیست خلخالی در اردوی تیم ملی
با خبر شدیم آقای حسن رضایی یکی از بسکتبالیستهای با استعداد خلخالی به اردوی انتخابی تیم ملی در رده ی سنی جوانان دعوت شدند.
مربی ایشان آقای ناشر رضایی (برادر بزرگ ترش)اظهار امید واری کردند که در نتیجه ی یک انتخاب عادلانه حسن جزو لیست دوازده نفره ای باشد که قرار است به مسابقات جهانی ۲۰۱۰ اعزام گردند. امیدواریم شاهد موفقیت های همشهریمان در عرصه های بین المللی باشیم .
به نقل از http://hironews.blogfa.com/
به نام خدا
.
درباره حبیب الله زنجانى
دانش امروز
اندیشه هاى كهن
- حبیب الله زنجانى، متولد ۱۳۱۸ خلخال.
- اخذ مدرك لیسانس علوم اجتماعى از دانشگاه تبریز، ۱۳۴۹.
- اخذ مدرك فوق لیسانس علوم اجتماعى از دانشگاه تهران، ۱۳۵۱.
- اخذ مدرك دكتراى جمعیت شناسى از دانشگاه پاریس، ۱۹۷۴.
- عضو هیأت علمى دانشگاه تهران از ۱۳۵۲ تا ۱۳۶۴.
- محقق مركز مطالعات و تحقیقات شهرسازى و معمارى ایران.
- محقق نمونه وزارت مسكن در سال ۱۳۸۳.
- انجام دهها طرح تحقیقاتى و تألیف مقالات متعدد.
- عضو انجمن بین المللى مطالعات علمى جمعیت از ۱۹۷۶ تاكنون.
- عضو انجمن بین المللى جمعیت شناسان فرانسوى زبان.
- عضو انجمن جمعیت شناسى ایران.
- سردبیر نامه انجمن جمعیت شناسى ایران.
- عضو هیأت تحریریه نشریه اقتصاد ایران.
تألیف كتابهاى:
۱- مهاجرت ۲- تجلیل جمعیت شناختى ۳- گزیده مطالعات جمعیت مجموعه شهرى تهران ۴- جمعیت، توسعه و بهداشت بارورى ۵- جمعیت و توسعه ۶- جمعیت و شهرنشینى در ایران ۷- تقویم تاریخى دموگرافیك ایران ۸- مشاركت در تدوین «لغت نامه جمعیت شناسى». ۹- عضو هیأت مدیره و مشاركت در تهیه كتاب «گیلان».
از جمعیت شناسان شناخته شده و صاحبنظر كشور است، از معلمى و تحصیل در رشته ادبیات به سمت و سوى جمعیت شناسى كشیده شد، در دهه ۱۳۶۰ بر ضرورت كنترل جمعیت كشور تأكیدكرد و هم اكنون مدیر مطالعات جمعیت و امور اجتماعى مركز مطالعات و تحقیقات شهرسازى و معمارى وزارت مسكن و شهرسازى مى باشد.

حبیب الله زنجانى متولد ۱۳۱۸ خلخال است؛ متأهل و داراى دو فرزند.
از دوره تحصیل دبیرستان به مطالعه كتاب هاى تاریخى و خصوصاً تاریخ اجتماعى ایران گرایش داشته است و در بین داوطلبان استان هاى غربى كشور كه مایل به تحصیل در دانشسراى مقدماتى بوده اند مقام نخست كسب مى كند. از استادان شاخص او این افراد را به یاد مى آورد، فرهنگ (استاد ریاضى)، عبدالعلى كارنگ (استاد ادبیات)، صباح (استاد علوم تربیتى و روانشناسى) و على اكبر شعارى نژاد (علوم تربیتى و روانشناسى).در دوران دبیرستان و دانشسرا به كار در زمینه تهیه روزنامه دیوارى تمایل نشان مى دهد و در دوره دانشسرا هم در تهیه مجله «معلم» نقش داشته است.
از سال ۱۳۳۷ تا سال ۱۳۴۸ به عنوان معلم در خلخال، تبریز و تهران به تدریس در مقاطع ابتدایى و دبیرستان روى مى آورد و در مقاطعى هم مدیر یا معاون مدرسه بوده است.علاقه به ادامه تحصیل باعث مى شود كه در كنكور و آزمون ورودى دانشگاه تبریز شركت كند. بنابراین در سال ۱۳۴۵ در رشته ادبیات دانشگاه مذكور پذیرفته و به مدت یك سال به تحصیل مى پردازد.
در سال ۱۳۴۶ بعد از دایر شدن رشته علوم اجتماعى در دانشگاه تبریز و كسب موفقیت در آزمون ورودى، تحصیل در این رشته را آغاز مى كند.
رساله اى هم تحت عنوان «بررسى مسائل نیروى انسانى در شمال آذربایجان» ارائه مى دهد. دراین رساله نحوه اشتغال، تحصیل و كلاً وضعیت نیروى انسانى شاغل به كار را در چهار شهر مرند، اهر، مشكین و مغان موردبررسى قرارمى دهد.
و نتیجه مى گیرد كه هرچه به سمت منطقه دشت مغان نزدیكتر شویم فعالیت هاى وابسته به زمین مثل كشاورزى و دامدارى رونق بیشتر مى یابد و در شهرهاى مرند و اهر فعالیت هاى خدماتى _ صنعتى (صنایع كوچك و قالیبافى) رواج بیشترى پیدا مى كند و متوجه مى شود كه میزان اشتغال به كار در مرند و اهر بالاتر از دو شهر دیگر است.
در پایان نامه فوق لیسانس در صدد برمى آید مهاجرت و روشهاى بررسى آن را مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار دهد.
در جریان تهیه این پایان نامه با روشهاى تحلیل مسائل اجتماعى آشنایى پیدامى كند. مهاجرت هم به عنوان یكى از موضوعات مشترك درحوزه هاى اقتصاد و جمعیت شناسى است و او به معرفى روشهاى تحلیل مهاجرت مى پردازد. روشهایى كه برپایه آمارهاى حاصله از سرشمارى كاربرد پیدامى كنند. ازجمله روشهاى بررسى مهاجرت، بر حسب محل تولد و اقامت است. روشهاى دیگر نیز شامل بررسى مهاجرت هاى «پیش نگر» و «پس نگر»است. در روش پس نگر با بررسى وضع موجود مى توان گذشته و تركیب جمعیتى، ساختار شغلى و اجتماعى و اثرگذارى مهاجرت را ارزیابى كرد.
در پیش نگر، روند گذشته تا به امروز موردتحلیل قرارگرفته و درمورد آینده ارزیابى هاى خاصى صورت مى گیرد.
روشهاى دیگرى هم مطرح شده كه به بررسى مهاجرت را از نقطه نظرهاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى و تفاوت مهاجران ازنظر اشتغال، وضع سواد و درآمد مى پردازد.
درحال حاضر هم روشهاى قدیمى بازنگرى شده و به صورت نرم افزار ارائه شده اند.
ازجمله استادانى كه از آنها به نیكى یاد مى كند دكتر فرید (استاد جغرافیاى انسانى)، دكتر ترابى (استاد جامعه شناسى)، مرحوم شكوهى (استاد درس برنامه ریزى)، و رحیمى موقر (استاد جامعه شناس و مدیرگروه) هستند و در دوره فوق لیسانس هم استادانى برجسته ازجمله دكتر غلامحسین صدیقى (مدیرگروه جامعه شناسى)، دكتر امانى (استاد جمعیت شناسى)، دكتر فیروز توفیق (استاد روشهاى تحقیق و پیشنهادى جامعه شناسى)، دكتر نظامى (استاد جامعه شناسى معرفتى) و دكتر روح الامینى (استاد مردم شناسى) داشته است كه هریك در حوزه هاى علوم اجتماعى صاحب آوازه و اعتبار بوده و یا همچنان هستند.
قبل از عزیمت به پاریس در مركز مطالعات و تحقیقات اجتماعى دانشگاه تهران به عنوان پژوهشگر به كار مى پردازد و درزمینه «مسكن»، «مهاجرت هاى داخلى در ایران»، «سالخوردگى جمعیت» و «جمعیت شناسى تطبیقى در ایران و جهان» تحقیقاتى به انجام مى رساند.یكى از فعالیت هایى كه در این زمینه پیگیرى مى كند مسأله پیران و سالخوردگى جمعیت است.
«مسأله پیران و سالخوردگى جمعیت از روزى آغاز مى شود كه موالید را كنترل كنیم. با چنین كنترلى، سالخوردگى شروع مى شود و نسبت افراد سالخورده به كل جمعیت افزایش پیدامى كند.»
تز دكترایش را نیز درمورد سالخوردگى جمعیت و پیامدهاى اقتصادى و اجتماعى آن در ایران مى نویسد. با توصیه پروفسور النجیرالد _ استاد مشاورش _ به این كار اقدام مى كند و در پاریس از اطلاعات موجود در زمینه تركیب جمعیتى كشورهاى اروپایى استفاده مى كند.
استاد مشاور او معاون دانشگاه سوربن و مدیریكى از بخشهاى مركز مطالعات و تحقیقات جمعیت شناسى پاریس بوده است و زنجانى یك دوره عالى امور و مسائل اجتماعى را در مركز بین المللى مطالعات علوم ادارى پاریس مى گذراند و دیپلم عالى مركز را هم دریافت مى كند.
و ....
برای مطالعه ادامه مبحث به آرشیو روزنامه ایران مورخ ۱۵ فروردین ۱۳۸۵ مراجعه نمایید.
http://www.iran-newspaper.com/1385/850115/html/horizon.htm
بر گرفته از وبلاگ http://khalkhalim.mihanblog.com
روز دوم اسفند روز جهانی زبان مادری بود به نظر شما هدف از نام گذاشتن این روز به آن عنوان چه بود؟
شما چه فکر میکنید؟
شما چه فکر میکنید؟
نظرات خود را به وبلاگ ما ارسال نمایید.
ولی...
صحرا همیشه باقیست...
و اینست افسانه ی عشق....








