تبليغاتX
http://radbeh.blogfa.com
پس از سالها اتمام دوره خدمت در تيپ ۴۰ سراب به مطلبي در آرشيو روزنامه اطلاعات برخوردم و تصميم گرفتم تا آن را به پاس خدمات و جانفشانيهاي سربازان آن تيپ در جنگ ايران و عراق به محضر شما نيز برسانم اميدوارم كه مفيد واقع شود:

نبردهاي ميمك
سرهنگ بازنشسته علي سجادي


يكي از مناطق مرزي كشور عزيزمان كه در طول جنگ تحميلي ميدان نبردهاي سنگين و تعيين‌كننده‌اي بود، ارتفاعات ميمك است. اين ارتفاعات در بخش مركزي ـ حدفاصل سومار و صالح‌آباد ـ در جنوب غرب كشور قرار دارد.

اين ارتفاعات به دليل نزديكي به شهرهاي مهم عراق و بويژه بغداد از يك سو و فراهم بودن ميدان ديد و تير بسيار عالي بر روي محور ارتباطي مندلي ـ زرباطيه و بدره از سوي ديگر، از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. عراقي‌ها اين ارتفاع بسيار مهم را «سيف سعد» مي‌خوانند. اين ارتفاعات هميشه يكي از موارد مناقشه بين ايران و عراق و از جمله نقاطي بوده كه در قرارداد 1975 الجزاير تكليف آن مشخص شده است.

ارتش بعث عراق در روزهاي اوليه تجاوز شهريور سال 1359 به ايران اسلامي، اين ارتفاع حساس را اشغال كرد، اما رزمندگان سلحشور ارتش و بويژه نيروي زميني با درك كاملي از حساسيت و اهميت اين ارتفاع، طي عملياتي با عنوان «خوارزم» در تاريخ 19/10/59 بخش‌هاي اصلي و عمده آن را از تصرف اشغال‌گران بعثي خارج کردند، اما قسمتي در ارتفاعات ميمك شمالي و جنوبي با عنوان «ناف ميمك» همچنان در تصرف ارتش عراق باقي ماند. در سال 1366 كه تيپ 40 پياده مستقل سراب در اين منطقه عهده‌دار پدافند از ارتفاعات ميمك بود، فرماندهي شجاع و دلير وقت اين تيپ، سرهنگ ستاد سيابخش نصيري زيبا، تصميم گرفت «ناف ميمك» را از دست اشغال گران بعثي خارج کند. طرح‌ريزي‌هاي بسيار دقيق عملياتي از نظر مانور و آتش به عمل آمد و رزمندگان اين تيپ با بهره‌گيري از پشتيباني آتش‌هاي سازماني و تقويتي توپخانه و نيز هوانيروز، در ساعت 2 بامداد روز 13/3/66 عمليات خود را آغاز كردند و با يك غافلگيري عالي، مواضع دشمن را در ناف ميمك به تصرف خود درآوردند. نيروهاي عراقي براي باز‌پس‌گيري مواضع از دست رفته، دست به چندين پاتك زدند، اما از آنجايي كه طرح‌ريزي‌ها بسيار دقيق و حساب شده بود و آتش كافي و مناسب براي مرحله تثبيت مواضع و دفاع در مقابل پاتك‌ها پيش‌بيني شده بود، نيروهاي عراقي هر بار با تحمل تلفات و خسارت سنگيني عقب نشستند و اقدامات مذبوحانه آنان كمترين موفقيتي را به دنبال نداشت.

ارتش عراق كه نمي‌توانست كنترل و تسلط كامل نيروهاي ايراني بر ارتفاعات فوق‌العاده حساس ميمك را تحمل كند، در تاريخ 2/5/66 با به‌كارگيري هفت‌تيپ پياده كماندويي و بهره?مندي از آتش پشتيباني فوق‌العاده سنگين توپخانه و نيروي هوايي ، به ارتفاعات ميمك يورش آوردند و اين درحالي بودكه وظيفه پدافند از اين ارتفاعات و مناطق مجاور به طول تقريبي 40 كيلومتر، فقط برعهده تيپ 40 بود. رزمندگان دلاور تيپ 40 سراب، طي نبردي سنگين و شجاعانه كه هشت روز به طول انجاميد و با تقديم تعداد زيادي شهيد و مجروح، از سقوط ميمك جلوگيري كردند و دشمن توانست فقط بخش كوچكي از آن را به تصرف خود درآورد. در اين عمليات، عراقي‌ها متحمل حدود 2500 نفر كشته، 12 هزار نفر مجروح و 102 نفر اسير شدند كه تعدادي از فرماندهان ارشد عراقي در ميان اسراي آنان وجود داشتند. عراقي‌ها همچنين 18 دستگاه تانك، 9 دستگاه نفربر، 111 عراده توپ، 26 قبضه خمپاره‌انداز، دو فروند هواپيما و شش فروند بالگرد خود را از دست دادند.

اما اين همة ماجرا نبود؛ رزمندگان دلاور اسلام علي‌رغم اينكه گوشمالي سختي به تهاجم ارتش عراق طي عمليات پدافندي خود داده بودند، آرام و قرار نداشتند و درصدد برآمدند طي يك عمليات آفندي، ضرب‌شصت ديگري به دشمن نشان دهند. همزمان با عمليات پدافندي طرح‌ريزي‌ها براي اجراي يك عمليات آفندي تحت عنوان «نصر6» آغاز شده بود كه در روز 10/5/66 آغاز شد.

عمليات نصر 6 يكي از سنگين‌ترين نبردهاي انجام شده در ارتفاعات ميمك در طول سال‌هاي دفاع مقدس بوده است. به كارگيري شش تيپ از نيروي زميني ارتش در مقابل حدود 15 تيپ عراق در يك منطقه محدود و نيمه‌كوهستاني، شدت نبرد در منطقه را به خوبي نشان مي‌دهد. اين نبرد جانانه و بي‌امان كه از ساعت 0400 روز 10 امردادماه سال 66 آغاز شد، 13 روز به طول انجاميد و طي آن دلاورمردان ارتش اسلام ضمن خلق حماسه‌هاي فراموش‌نشدني به تمامي اهداف پيش‌بيني شده دست يافتند.

در اين عمليات تپه‌هاي 670، 642، كله‌قندي و قسمتي از تپه شهدا به تصرف نيروهاي خودي درآمد. 11 تيپ عراقي متحمل تلفات و خساراتي معادل 30 تا 90?درصد شدند و عراقي‌ها با اجراي 42 پاتك سبك و سنگين بدون كسب كمترين نتيجه‌اي 15 هزار نفر از نيروهاي خود را به صورت كشته و زخمي از دست دادند و 102 نفر ديگر از آنان به اسارت نيروهاي خودي درآمدند. فرمانده تيپ يكم كماندوي سپاه يكم عراق از جمله كشته‌شدگان اين عمليات بود. به علاوه، به تجهيزات و تسليحات ارتش عراق، طي اين عمليات ظفرمند، خسارات سنگيني وارد شد.

نبردهاي آفندي و پدافندي خرداد و امردادماه سال 1366 كه بر روي ارتفاعات ميمك انجام گرفت، برگ زرين ديگري از تاريخ جانفشاني و شجاعت و رشادت دليرمردان ارتش جمهوري اسلامي ايران و بويژه رزمندگان تيپ 40 پياده مستقل سراب است.

ياد و خاطره تمامي شهدا و رزمندگان اين تيپ و ساير نيروهاي شركت‌كننده در عمليات‌هاي يادشده را گرامي مي‌داريم و در سالروز اين ايام با زنده نگه‌داشتن خاطرات آن ايام خطير، عزت و سربلندي نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران را آرزومنديم.

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، سال 1344 قديمي‌ترين كتابخانه استان اردبيل با يك هزار نسخه كتاب در مركز شهر خلخال تاسيس شد. اين كتابخانه اكنون 30 هزار نسخه كتاب، 11 نسخه خطي و 21 نسخه نفيس سنگي دارد و بخش‌هاي مرجع و مخزن را شامل مي‌شود.

مسوول دبيرخانه انجمن كتابخانه‌هاي خلخال، به خبرنگار اين رسانه گفت: «اين كتابخانه كه تا سال 1380 كتابخانه مركزي شهرستان خلخال به حساب مي‌آمد، اكنون به دليل فرسودگي ساختمان و كمي فضا فقط مركز امانت كتاب است. مراجعان اين كتابخانه پس از امانت كتاب ناچارند از سالن مطالعه كتابخانه‌هاي شماره 2 و 3 استفاده كنند.

«زيبا اعلايي»، افزود: «در زمان ساخت، سند مالكيت زمين كتابخانه به نام «آموزش و پرورش» صادر شده و اين امر، بازسازي آن را در چهار طبقه به عنوان كتابخانه استاندارد و مركزي غير ممكن كرده است. آموزش و پرورش براي واگذاري زمين كتابخانه 10 ميليارد ريال تقاضا كرده كه تامين آن دشوار است.»

اكنون كتابخانه شماره يك خلخال، از 2 بخش مخزن و مرجع تشكيل شده است. بخش مرجع اين كتابخانه با زيربناي 12 متر مربع با 3 هزار نسخه كتاب براي استفاده محققان و دانشجويان مجهز است. تمام عمليات امانت، ثبت و دريافت كتاب در اين كتابخانه از طريق رايانه انجام مي شود.
در زمان ساخت، سند مالكيت زمين اين كتابخانه به نام «آموزش و پرورش» صادر شده و اين امر، بازسازي آن را در 4 طبقه به عنوان كتابخانه استاندارد و مركزي غير ممكن كرده است. آموزش و پرورش براي واگذاري زمين كتابخانه 10 ميليارد ريال تقاضا كرده كه تامين آن دشوار است

همچنين اعضا مي‌توانند از نمايه نشريات و كتابخانه ديجيتالي استان استفاده كنند.

از يك هزار و 800 عضو فعال كتابخانه، 60 درصد بانوان هستند كه بيشتر آن‌ها خانه دار و مشتري كتاب‌هاي رمان و روان شناسي‌‌اند. از دو سال پيش با همكاري خيري به نام «سيده حشمت مريخي» مشكل كمبود كتاب موردنياز كتابخانه تا اندازه زيادي برطرف شده است. اين مادر شهيد كه از اهالي شهر «كلور» خلخال است ، هر سال 10 ميليون ريال براي خريد كتاب از نمايشگاه بين‌المللي به انجمن كتابخانه هاي خلخال اهدا مي‌كند. وي هدف خود را از اين اقدام، اعتلاي فرهنگ اسلامي و پاسداشت خدمات شهيدان و جانبازان كلور عنوان كرده است.

اكنون از 8 كتابخانه فعال در خلخال، 3 كتابخانه به نام‌هاي «شماره يك»، «شماره دو» و «شماره سه» در مركز شهرستان داير هستند و2 كتابخانه نيز در بخش‌هاي «خورش رستم» و «شاهرود» در كنار كتابخانه‌هاي روستايي «لمبر»، «شال» و «برندق» به اهالي اين مناطق خدمت رساني مي كنند.

پس از كتابخانه «شماره يك» خلخال،‌ «شيخ صفي‌الدين» قديمي‌ترين كتابخانه استان اردبيل است. اين كتابخانه در سال 1346با يك هزار و 200نسخه كتاب در گوشه‌اي از باغ ملي شهر اردبيل تاسيس شد. پيش از آن، اداره فرهنگ و هنر اردبيل در سال 1328 كتابخانه‌اي به نام «قرائتخانه عمومي» با 900نسخه كتاب اهدايي فردي به نام «بابا صفري» راه‌اندازي كرده بود كه مجموعه آن به كتابخانه عمومي خلخال منتقل شد.

پس از استان شدن اردبيل در سال 1372، كتابخانه عمومي اين شهر به شماره يك و در سال 1382به« شيخ صفي‌الدين اردبيلي» تغيير نام داد.

كتابخانه «شيخ صفي» در بهترين نقطه شهر اردبيل واقع شده است. اكنون 5 كتابدار در 2 شيفت كاري به 2 هزار و 726عضو فعال خدمت‌رساني مي‌كنند.

به نقل از/www.ibna.ir

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |


"شيرالله پرنده" زنبوردار نمونه سال ‪ ۸۱‬و توليدكننده نمونه سال ‪۸۵‬ نيز در گفت و گو با خبرنگار ايرنا گفت: عسل شير طبيعي يكي از توليدات زنبورداران است كه اين محصول از تغذيه زنبوران عسل با تركيبي از عسل، شير، ژله‌رويال، گرده زنبور و آنزيمهاي معده زنبور تهيه شده است.

وي با اشاره به اينكه اين عسل فاقد چربي بوده و داري گواهي كيفيت از فارماكولوژي دانشگاه سوئد است، ادامه داد: خواص عسلها با توجه به نوع تغذيه آنها متفاوت است.

"پرنده" تاكيد كرد: مردم اطلاع بسيار كمي ازخواص عسل دارند و اين بي‌اطلاعي آنها را به سمت استفاده از داروهاي شيمايي سوق مي‌دهد.

وي برگزاري چنين جشنواره‌اي را در خصوص اطلاع رساني و فرهنگ‌سازي براي استفاده از مواد طبيعي لازم دانست.
                                 

به نقل از

daneshnameh.roshd.ir


                          

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

متاسفانه حدود يك ماه مي شود كه پمپ بنزين مركزي شهر خلخال به علت تعميرات منبع (بنابر گفته كاركنان ) به صورت ناقص كار مي كند و از 10 پمپ سوخت رساني آن فقط 2 پمپ كار مي كند كه طولاني بودن مدت تعطيلي ساير پمپها و ازدحام اتومبيلها سبب نارضايتي اهالي را فراهم نموده است،اميد است كه مسئولان زحمتكش و محترم شركت نفت خلخال نسبت به حل اين مشكل اقدام فرمايند.لازم به ذكر است پمپ بنزين مركزي شهر هرازگاهي بنا به دلايل مختلف تعطيل يا به صورت ناقص كار مي كند.

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

سرباز كه بوديم مطيع فرماندهان خود بوديم و هر دستوري كه آنها مي دادند بايد اجرا مي شد و ما هم آنرا به زيردستان خود انتقال مي داديم چون ما سرباز بوديم و وظيفه سرباز دفاع از وطنش مي باشد چه در زمان جنگ باشد و چه در زمان صلح.من از شما مي پرسم فرق بين سرباز در جنگ با بازيكن در زمان مسابقات بين المللي چيست؟اگر فرق بسيار دارد من ديگر سخنانم را ادامه نمي دهم ولي اگر به نظر شما فرقي ندارند حكم آن سربازي كه از ميدان مبارزه فرار مي كرد چه بود؟حكم آن بازيكني كه از دستور سرمربي وقت تيم ملي سرپيچي كرد چه بود؟بله سخنمان با علي كريمي است كه در آن زمان حياتي كه تيم ملي به آن احتياج داشت از ميدان مبارزه فرار كرد و شاهد شكست جبهه فوتبالي ما شد.ياد شهداي ما در جنگ تحميلي كه جان خود را در اين راه از دست داده اند گرامي باد مگر هدف آنها جز دفاع از حقانيت ايران و ايراني نبود؟! پس آقاي كريمي شما خودتان را والاتر از آن شهدا مي بينيد؟!

                                               

متاسفانه فرهنگ جامعه ما چنين بود كه شما به عنوان يك سرباز فراري در بين مردم نيز محاكمه نشديد خب پس رفتار حرفه اي شما كجا رفته است؟؟ در بازي با تراكتورسازي حركت شما بعد از زدن گلي كه داور به ناحق براي شما گرفته بود آيا در مقابل تماشاگران ترك، حرفه اي و در حد يك بازيكني كه در بايرن مونيخ بازي كرده، بود؟مردم ما بايد بجاي وا‍‍‍ژه هاي جادوگر و سلطان اسم برازنده سرباز فراري را بر روي شما بگذارند چون جادوگر و سلطان و امپراطور و ژنرال ،فرماندهان و سربازان رشيد جبهه هاي جنگ بودند كه از ناممكن ها ممكن ساختند و دنيا را با دلاورمرديهاي خود در حيرت قرار دادند كساني چون باكريها ،همت ها،باقريهاواميران سرفراز لشكر ۲۱حمزه آذربايجان...

متاسفانه اين مساله را كه چرا شخصي بعد از فرار از ميدان مبارزه محبوبيت بيشتري بين طرفداران خاص خود پيدا مي كند و ديد جامعه نسبت به اين اشخاص چگونه است را بايد با ديد بازتر و از ديد اجتماعي بررسي مي كردم ولي شوكي كه با ديدن تصاوير بازي بر من وارد شد باعث شد كه مطالب فوق را با عجله بنويسم اگر در مطابل اشكالاتي وجود داشت معذرت خواهي مي كنم و اگر نظري در اين مورد داريد با ما در ميان بگذاريد...

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

بالاخره بعد از مدتها خلخال در زمینه اطلاع رسانی خود صاحب سایت شد آنهم بدست دوست عزیز زحمتکشمان آقای مسعود شیرعلیپور.ما هم به نوبه خود افتتاح سایت را به مردم شریف خلخال تبریک می گوییم به امید آبادی هرچه بیشتر خلخال.

                http://khalkhalim.com

 سایت خلخالیم بعنوان اولین وب سایت جامع شهرستان خلخال در سایت ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ، متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ( معاونت امور مطبوعات و اطلاع رسانی ) ثبت گردیده و تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد .
این وب سایت یک نشریه الکترونیکی است که متعلق به همه خلخالیهای دنیاست از دورترین روستاهای خلخال گرفته تا خلخالیهای خارج از کشور .

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

 

رنگهایی که مردمان یک جامعه در زندگی روزمره خود از آنها استفاده می کنند تا حد زیادی نشان دهنده ارزشها و گرایشهای افراد آن جامعه است. یک جامعه با اولویت بندی و ارزش گذاری رنگها انتخاب افراد را کانالیزه می کند. هر رنگی در هر جامعه ای مطلوبیت ندارد، و هر جامعه ای رنگهای خاصی را اجازه بروز و ظهور می دهد.
رنگ لباس، نمای داخل و بیرون ساختمانها، دکوراسیون خانه، و ... از نمونه هایی هستند که افراد نسبت به رنگ آنها حساس هستند و نوع رنگ آنها همبستگی زیادی با خصائل جمعی افراد دارد.
در اینجا سعی می شود دو نوع (type) جامعه را با دیدی نظری (و نه تجربی) توصیف نماییم: جامعه رنگی و جامعه سیاه و سفید.

جامعه رنگی:
در این نوع جامعه تمام رنگها فرصت بروز و ظهور دارند و بسته به انتخاب و علاقه افراد می توان رنگهای متنوعی را در فضاهای مختلف جامعه (بالاخص در فضاهای عمومی) مشاهده کرد.
در این نوع جامعه افراد به صرف انسان بودن شان دارای حق انتخاب هستند و عموماً مبنای انتخاب شان نیز علاقه شخصی است و نه فشار جمع، بنابراین افراد برای دیگران نیز حق انتخاب قائل هستند و انتخاب دیگران را محترم می شمارند. افراد در برابر انتخابهای متفاوت و ناهمجنس با انتخاب خودشان تساهل و مدارای بیشتری از خود نشان می دهند.
اصولاً در چنین جامعه ای افراد آزادند و حد و مرز آزادی افراد آزادی دیگران است. هر کسی تا جایی آزاد است که به آزادی دیگران تعدی نماید، معنا و حدود تعدی نیز قراردادی است و اعتبار خود را از عرف جامعه اقتباس می نماید.
در جامعه رنگی چون دیگران محترم هستند و صاحب حق پس می توان به آنها اعتماد کرد مگر آنکه خلاف آن ثابت شود، به عبارت بهتر، دیگران تا زمانی که خود سلب اعتماد نکرده باشند قابل اعتماد هستند و این یک قاعده مقبول و نهادینه شده است.
در چنین فضای اجتماعی افراد عام گرا به بار می آیند و مردم (اعم از خودی و دیگری) با مقیاس یکسان مورد ارزیابی واقع می شوند. ارزشهای اخلاقی و قواعد عرفی و قانونی نه تنها شامل افراد هم نوع و خودی می شود بلکه دیگران نیز در مقابل این ارزشها و قواعد با خودیها برابرند.
احساس امنیت در چنین جامعه ای بیشتر است چرا که دیگران بیگانه و دشمن فرض نمی شوند، بلکه دیگری هم مثل خودی محترم است و قابل اعتماد و امین.
امکان بروز و شکل گیری افکار و ایده های جدید در این جامعه بیشتر است، چرا که خلاقیت و ابداع ایده های نو در شرایطی به وجود می آیند که افراد از فکر کردن نهراسند و عمل دیگرگونه مجازاتی در پی نداشته باشد.

جامعه سیاه و سفید:
دو رنگ سیاه (تیره) و سفید (روشن) مهمترین رنگهای مورد استفاده در جامعه هستند. این دو نوع رنگ دو قطب مخالف یک طیف را تشکیل می دهند و دیگر رنگهای مرسوم در جامعه در بین این دو قطب (و یا نزدیک به آنها) قرار دارند. رنگ مشکی و رنگهای تیره به همراه رنگ سفید و رنگهای نیمه روشن از اصلی ترین رنگها محسوب می شوند. افراد جامعه به صورت ناآگاهانه و تقلیدی به استفاده از این دو نوع رنگ عادت کرده اند و در استفاده از دیگر رنگها احساس ناخوشایندی دارند (راحت نیستند).
استفاده از رنگهای متنوع در فضاهای عمومی نوعی تعدی از آداب و رسوم عرفی محسوب شده و به نام ?جلف? کنار گذاشته می شوند اما در فضاهای خصوصی و محافل خودمانی همین رنگهای جلف و زننده به شدت کاربرد دارند و افراد تمایل شدیدی به استفاده از این نوع رنگها از خود نشان می دهند.
جامعه سیاه و سفید یک جامعه دو قطبی است. افراد یا سیاه اند و یا سفید. کنش افراد، ارزشها و گرایشهای آنان، ساختارهای اجتماعی و کلاً هر آنچه وجود عینی و ذهنی دارد متعلق به یکی از قطبهای متضاد است. فرد یا پدیده ای که عضو یکی از این دو قطب باشد نمی تواند همزمان عضو قطب مقابل نیز به حساب آید. اگر فردی عضو گروهی نباشد از نظر اعضای آن گروه ?بیگانه? تلقی می شود. ?بیگانه? نه قابل احترام است و نه مورد اعتماد. چرا که دایره اعتماد بسیار تنگ است و منحصر به اعضای گروه خودی.
در چنین جوی افراد به شدت احساس ناامنی می کنند. بیگانه هراسی و ترس از غیرهمنوع باعث می شود افراد دچار عدم اطمینان دائمی شوند. با گذشت زمان این حس در افراد درونی شده و به مثابه ژنهای فرهنگی به نسلهای بعدی نیز منتقل می گردد.
در یک جامعه سیاه و سفید افراد خاص گرا هستند، سفید تحت هر شرایطی طرفدار سفید است و از سیاه منزجر (و در بهترین حالت نسبت به سیاه خنثی). افراد فقط به خودی ها اهمیت می دهند، به همین دلیل در مقابل دیگران کمترین تساهل و گذشت را روا می دارند. آستانه تحمل دیگران (اعم از افراد و عقاید و ایده ها) بسیار پایین است و نزاعها و کشمکشها بیشتر ریشه در همین خصلت دارند. تبارگرایی، فساد، پارتی بازی، رشوه، و ... از تبعات چنین خصلتی است.
امکان تغییر، ابداع و خلاقیت در چنین جامعه ای به شدت پایین است، زیرا اولاً دامنه تغییر اندک است (بین سیاه و سفید)، و ثانیاً هر تغییری به منزله تغییر موضع تلقی می شود و افراد در مقابل آن موضع گیری می کنند.

در خاتمه، با استفاده از تیپولوژی مطرح شده می توان چنین نتیجه گرفت که رنگهای طبیعی مورد استفاده در یک جامعه نشان دهنده خصلتهای اجتماعی افراد و جامعه است. جامعه سیاه و سفید دارای خصلتهایی است (خاص گرایی، عدم تساهل، بی اعتمادی، بیگانه هراسی، ناامنی، سکون و ...) متفاوت با ویژگیهای جامعه رنگی (عام گرایی، مدارا، اعتماد، امنیت، خلاقیت، و ...). این رابطه یک رابطه علّی است نه همبستگی صرف. نوع و فراوانی رنگهای مرسوم در جامعه تابع خصلتهای اجتماعی و ساختاری آن جامعه هستند.
http://sociran.comمنبع

                          

 
نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با سلام حضور همشهريان عزيز و گرانقدر ... ساليان طولاني است كه در زنبورستان پرنده با مسافراني و ميهماناني مواجه مي شويم كه هريك براي اهداف خاصي به اين مكان مراجعه ميكنند عده اي براي خريد عسل مرغوب،عده اي براي خريد عسل شير طبيعي و عده اي براي گشت و گذار در اين محل با صفا... مساله اي كه قابل تامل است سليقه و سخت كوشي آقاي شيرالله پرنده مي باشد كه سعي مي كند اين محل را كه زيباترين محل در ورودي شهر از طرف اردبيل است(به شهادت خيل عظيم مسافران) زيبا و سرسبز نگاهداشته تا مسافران تابستاني در هنگام ورود به شهر از طرف اردبيل با ذهني آماده قدم بر شهر خلخال بگذارند... البته در طول اين سالها از مسئولان شهري كساني بوده اند كه به خاطر اين زحمتها براي تشويق هم كه شده به اين محل مراجعه و از آن بازديد نموده اند و عده اي نيز چشم خود را به زيباييها بسته اند.من بدين وسيله از چشمان زيباپسند همشهريان عزيز به عنوان يك شهروند احساس خوشبختي كرده و از آقاي مجيد خالقي مقدم كه تصاوير زنبورستان را در وبلاگ خود قرار داده تشكر و قدرداني مي كنم و اطمينان دارم كه همشهريان و خصوصاً مسافراني كه در تابستان به شهرمان سفر كرده بودند برايشان تجديد خاطره اي از زنبورستان پرنده باشد و هم چنين به آقاي پرنده نيز به خاطر زحماتشان در حفظ و نگهداري اين محل و توليد عسل شير طبيعي براي اولين بار در جهان و قرار دادن آن در سبد غذايي ايرانيان به نام وطن عزيزمان خلخال، خسته نباشيد مي گوييم. http://www.photokhalkhal.blogfa.com/
نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با سلام حضور خدمت مردم دلاور و صبور خلخال،من با خود قرار گذاشته بودم که در مورد عملکرد شهرداری نظری ننویسم ولی امروز با مسائلی مواجه شده ایم که در نوع خود جالب است و آن مسائل خیابان یا به اصطلاح کوچه کارگر جنوبی است. بله مردم عزیز ، کارگر جنوبی محلی است که از دیر باز محل داد و ستد مردم شهرستان خلخال و حتی شهرهای دیگر از جمله مردم تالش که در کوههای اطراف جاده خلخال به آسالم زندگی می کنند بوده است و مردم خود شهر خلخال نیز برای خرید به این خیابان مراجعه می کنند که ورودی بازار قدیم خلخال نیز هست و مسافران تابستانی و نوروزی نیز از همین خیابان برای ورود به بازار مراجعه می کنند.اکنون مسئولان ما بعد از چندین سال که این منطقه را از آن شور و شوق داد و ستد انداخته اند می خواهند نا خواسته زندگی مغازه داران و کاسبان این خیابان را  نیز به مخاطره بیاندازند و با نصب تابلوهای توقف ممنوع در یک طرف خیابان عملاً امکان خرید و فروش را از مردم در این بازار گرفته و دکانداران را در مسیر ورشکستگی قرار داده اند. مردم عزیز اگر این خیابان واقعاً خیابان است پس سر این خیابان به کجا وصل می شود؟!به کوچه های کوچک و باریک ؟!!و اگر خیابان نیست اجرای طرحهای مختص خیابان در این منطقه برای چیست؟شورای شهر محترم چرا قبل از انتخابات شعار اصلیتان باز گشایی خیابان کارگر جنوبی است و ما که در مغازه ها نشسته ایم صدای شما را از مسجدجمعه میشندیم که  داد میزدید چرا این خیابان ۲۵ سال است که باز نشده ؟!چرا طرح بازگشایی خیابان ۲۵ سال است کار نشده؟و ما امیدوار می شدیم که این دوره شورای شهر واقعاً مشکل این خیابان را حل خواهد کرد...ولی عملاً می بینیم که نه تنها مشکل این خیابان حل نشده بلکه بر مشکلات اصلی نیز اضافه شده است...

      

                                           

شهروندان عزیز،مسئولان شهری، ماهانه اجاره ای ۳۰۰هزار تومان با این همه مشکلات مالی بازار درد کمی نیست بیایید همت کنید و کار بزرگ انجام دهید درد ترافیکی این خیابان لج بازی با مغازه داران نیست.بازار قلب تپنده هر شهر است این قلب سکته کرده است برای این قلب عمل جراحی لازم است نه دیازپامی جهت تسکین خودمان . اگر می خواهید این قلب تپنده باز نایستد آن درد را پنهان نکنید بلکه اگر توان دارید عمل کنید و اگر نمی توانید...

و در آخر چند سوال داشتم شاید همکاران وبلاگی بتوانند جواب دهند:

۱-در شهریور امسال قرار بود جاده سنتو افتتاح شود چه شد؟

۲-در شهریور امسال قرار بود بلوار شهید مصطفی خمینی افتتاح شود چه شد؟

۳-در تیر ماه سال گذشته قرار بود تله کابین در میر عادل نصب شود چه شد؟

مسئولان محترم شهری،نماینده محترم خلخال و کوثر، آیا لیاقت مردم خلخال در امر شهری فقط ترمیم جوبهاست و آیا بزرگترین طرح عمرانی شهر احداث کانیو می باشد.بله ما خوشحال شدیم که نماینده خلخال وبسایت دارد و در سایت مطالبی نوشته می شود که برخی از دوستان اهل میانه به نماینده خود ایراد می گیرند که نماینده میانه چرا سایت ندارد ؟!!با این حرفها نمی توانیم خودمان را گول بزنیم چون خودمان هم میدانیم که میانه از لحاظ پیشرفت کجا و خلخال کجا؟!!

و السلام

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

صبح زود بود.به طرف یکی از منطقه های شهرداری رفت.از آنان دمپایی و گونی خواست.آنها هم فکر کردند او کارگر جدید است،به او دمپایی و گونی دادند.و او شروع به کار کرد.از همان آغاز به کار،چند نفر به بهانه های مختلف از کار شانه خالی میکردند. او به آنها گفت:شما در مقابل کاری که می کنید مسئول هستید. کارگران دیگر با تندی گفتند:مگر تو چه کاره ای که امروز آمدی در کار ما دخالت میکنی؟سرت به کار خودت باشد.چند ساعت بعد که که معاون شهرداری برای سرکشی آمد با تعجب دید که شهردار با لباس کارگری مشغول کار است.او به شهید باکری احترام گذاشت.کارگران متوجه شدند.با نگرانی منتظر برخورد تند او شدند.ولی او برای اینکه خاطرشان آرامش یابد با یک یک آنان دست داد و صورتشان را بوسید.

شما در مورد عملکرد شهید باکری در این مورد و در زمامداری شهرداری چه فکر می کنید؟

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

انسانها در مقام مقایسه و ارزیابی خود نسبت به دیگران، گاه به دلیل تعلق داشتن به گروهی خاص (اعم از گروه دینی، ملی، قومی، نژادی، فامیلی، و ...) احساس برتری می کنند و این احساس را با افتخار بیان می کنند. در چنین حالتی افراد خود را نسبت به دیگران اصیل تر فرض کرده و در واقع برای خودشان اصالت قائل می شوند. این حسِ اصالت در شرایط زمانی و مکانی مختلف، صور متفاوتی به خود گرفته است.
گاهی تعلق داشتن به طبقه ای خاص (اشراف، روحانیت، و ...) باعث تبختر بود و زمانی هم عضویت در یک گروه (گروه شغلی، تحصیلی، و ...) برای اعضای آن اصالت به بار می آورد. به نظر می رسد این احساس در دوره های مختلف تاریخی از نظم خاصی پیروی می کند. به عبارت دیگر، نوع و شکل اصالتی که افراد برای خود قائل هستند همبستگی زیادی با نوع و وضعیت اجتماعی جامعه ای دارد که در آن زندگی می کنند.
جامعة سنتی معمولاً ویژگیهایی را اصیل معرفی می کند که انتسابی هستند و فرد از لحظه تولد دارای آن خصلت ویژه می باشد. برای مثال یک فرد از اولین روز تولدش با جنسیت معلوم، نژاد مشخص و طبقة اجتماعی معینی شناخته و ارزیابی می شود، این ویژگیها معمولاً تا آخر عمر تغییر چندانی نمی کند. در چنین جوامعی اصالت افراد هم انتسابی است به این معنا که فرد به دلیل انتساب به خصائلی که پیش از تولد او وجود داشتند اصیل شمرده می شود. در این حالت خود فرد در اصیل بودن یا نبودن خود تأثیر چندانی ندارد.
همچنین در یک جامعة سنتی اصالت با مصرف تداعی می شود به این معنا که افرادی که مصرف متمایز و ارزشمندی نسبت به دیگران دارند اصیل شمرده می شوند.
با وقوع تحولات اقتصادی و صنعتی در جوامع پیشرفتة معاصر معنا و دلالت "اصالت" نیز تغییر کرده است. در این جوامع اصالت آن چنان که در جوامع سنتی مرسوم بوده است، به خون و نژاد و طبقه نیست بلکه اصالت فرد معمولاً (و نه کاملاً) به دلیل داشتن ویژگیهای اکتسابی (همچون میزان تحصیلات، شغل، درآمد و ...) است. به عبارت دیگر در جوامع مدرن اصالت به "شدن" است نه "بودن".
در یک جامعة مدرن، داشتن ویژگیهای خاصی که از قبل موجود بوده اند و فرد و جامعه تأثیری در به وجود آمدن آن نداشته است تأثیر زیادی در اصیل شمردن فرد ندارد، هر چند که "داشتن" می تواند باعث "شدن" هم گردد.
در جوامع مدرن، انسانی اصیل شمرده می شود که یک چیزی را تولید کرده باشد (به نقل از ادگار مورن). فرد دارا اصیل نیست بلکه تولید کننده اصالت دارد. به بیان دیگر در جوامع مدرن، اصالت به تولید است و نه به مصرف.
در چنین جامعه ای، فردی اصیل شمرده می شود که هر روز در حال توسعه و رشد باشد و جامعه ای اصالت دارد و عضویت در آن باعث افتخار است که تولید می کند. در نهایت باید گفت که امروزه دیگر داشتن شرایط خاص تاریخی باعث اصالت نیست بلکه به وجود آوردن شرایط خاص است که می تواند به افتخار و اصالت منجر شود.
 
مطلب ازhttp://www.sociran.com/
نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

آرتو اشي قهرمان افسانه اي تنيس ويمبلدون به خاطر خونِ آلوده اي که در جريان يک عمل جراحي در سال 1983 دريافت کرد، به بيماري ايدز مبتلا شد و در بستر مرگ افتاد. او از سراسر دنیا نامه هايي از طرفداراش دريافت کرد.

 يکي از طرفداراش نوشته بود:

 چرا خدا تو را براي این بيماري انتخاب كرد؟

 او در جواب گفت:

 در دنيا ، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند  5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند  500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند  50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند  5 هزار نفر سرشناس مي شوند . 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند ، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ...

 و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم ، هرگز نگفتم خدايا چرا من ؟

 و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم ، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟

مطلبی که مطالعه فرمودید از وبلاگ هیرو که از زحمات دوست عزیز آقای ابراهیم زاده است برداشت شده است.

http://hiru.blogfa.com/

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

امروز روزهای آغازین ماه مبارک رمضان است و من در این روزهای زیبا و روزهای نیایش و دعا برای مردم خلخال روزهایی شاد و داشتن شهری زیبا و در خور نام خلخال میکنم و با شما مخاطبان عزیز در مورد انتقادهایی که در مورد عملکرد شهرداری و مجموعه شورای شهر خلخال داشتم خداحافظی می کنم و زین پس فعالیتهای خود را در وبلاگ بیشتر به ارائه تحقیقات خود در مورد مسائل اجتماعی خواهم کرد ولی امیدوارم دیگر وبلاگ نویسان عزیز در ملاقاتهایشان با مسولان شهری به ذکر مشکلات شهری مردم نیز بپردازند.این تابستان نیز گذشت به نظر شما هم وطنان عزیز از مسافران انبوهی که به شهر ما آمدند چند درصدشان از وضعیت شهرمان از نظرات مختلف راضی بودند؟من به همکاران وبلاگی توصیه میکنم در اخبارشان و در تصاویرشان مشکلات را نیز بازگو کنند چون باعث نوعی تناقض دیداری در مسافران و حتی در همشهریان می شود!!!

نظرات خود را برای ما ارسال نمایید...

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

وبلاگ رادبه اعیاد شعبانیه را به عموم هم وطنان عزیز تبریک می گوید و آرزوی روزهای خوب را برای شما دارد

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با سلام ، بعد از پیشنهادها و انتقاداتی که از عملکرد شهردار محترم شد در ایام گذشته شاهد عملکرد مناسب مجموعه شهرداری بودیم که به ذکر چند نکته اکتفا میکنیم:

۱ - بهسازی کانیوها و جوبهابه شکل احسن که امیدواریم این کار که در برخی نقاط شهر نیمه کاره مانده به زودی اتمام یابد.

۲ - بازسازی پارک کودک به شکل زیبایی که توجه همشهریان را به خود جلب کرده است، عکسهای زیر که توسط همکار محترم جناب خالقی مقدم برداشته شده توجه فرمایید:

                

 

               

 

              

در لحظه ثبت این تصاویر که به همراه آقای خالقی مقدم بودم احساس شادی و فرح همشهریان را از نزدیک مشاهده نمودیم که در نوع خودش قابل تامل بود ، بعد از ثبت تصاویر در حالی که قصد رفتن به خانه را داشتیم به همراه آقا مجید تصمیم گرفتیم که به اللرباغی نیز سر بزنیم تا گشت و گذار مردم را نیز در آنجا ببینیم ولی با باغی خلوت و تاریک مواجه شدیم که سکوت روی نیمکتهای آن هوا میخورد:            

 

و در اینجا از شهردار محترم خواهش می کنم که از هدر رفتن بیت المال در شهر جلوگیری کنند نمونه هایی که در ازناو یا اللرباغی مشاهده میشود.امنیت و چراغانی این مکانها بسیار مهم است. بله آقای شهردار ساختن زیباست ولی نگهداری و مدیریت بهسازی و تعمیر مهمتر از أن.

با تشکر از همکار محترم جناب آقای خالقی مقدم و وبلاگ هیرو نیوز

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

فرا رسیدن عید مسلمین جهان را به عموم مسلمانان تبریک عرض میکنیم

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با عرض سلام و وقت بخیر حضور شما هم وطنان عزیز، ار آنجا که در این برهه زمانی یعنی حضور مسافران تابستانی در شهرمان بیشتر نمایان است ، بهتر است که مسئولان شهری نسبت به بالا بردن کلاس شهری بیشتر توجه نمایند در این زمینه به ذکر چند مثال بسنده می کنیم :

۱- بهسازی جداول بلوار ۱۷ شهریور که در بسیاری نقاط به شکل بسیار زننده ای توجه هر بیننده ای را به خود جلب میکند در حالی که در نزدیکی میدان بسیج که جدولها در زمان آقای موذنی بهسازی شده بود و در آن شمشادهای روییده شده به شکل بسیار زیبایی دیده میشود. من به عنوان یک شهروند در حالی این خواهش را از شهردار محترم دارم که میبینم جدولهای بسیاز زیادی برای بهسازی جوبها خریداری شده و پیمانکار مشغول به کار است و این فرصت بسیار مناسبی می باشد تا در آن قسمت کلاس شهریمان را بالا ببریم.

۲-مطلب دیگری که بسیار برایم مهم آمد صرفه جویی در برق مصرفی معابر بود که نمیدانم به دستور کدام نهاد یا سازمانی در شهر آنهم در نقاط حساس و کلاسیک شهر اجرا میشد که نمونه آنرا من در هیچ شهری نه دیده و نه شنیده ام به عکس زیر که از کارهای زیبای آقای شیرعلیپور است توجه فرمایید:

چرا در قسمت ورودی شهر باید چراغها یک در میان خاموش باشند؟!!

۳-افزایش روشنایی پارکها و مناطق تفریحی که عدم این کار باعث نبود امنیت نیز میشود نمونه هایی که خود مشاهده کردم پارک اللرباغی ،میرعادل بولاغی ، پارک ارم ُ پارک چمران ،ازناو  بود که از دید کافی و روشنایی که مورد توجه باشد برخوردار نبودند.

۴-حفاظت و نگهداری از امکانات ساخته شده در شهر که متاسفانه در موارد بسیار زیادی دیده شده که با هزاران زحمت وسیله یا امکاناتی در یک منطقه شهر ساخته و قرار داده میشود ولی در اثر نبود مدیریت تعمیر و نگهداری آن وسیله به مرور زمان یا در اثر دستکاری از بین میرود نمونه های بسیاری در اللر باغی و در ازناو قابل مشاهده است.

۵- و در آخر جا دارد از کارگران و زحمتکشان شهری تقدیر و تشکر ویژه ای کرده باشیم که در خصوص بهسازی جوبها و کانیوها و بهسازی زیبای پارک کوچک زحمات بسیاری را متحمل شده اند.

شما همشهریان عزیز لطفاً نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

  1) جامعه نیک چیست؟
     2) نظم اجتماعی در چنین جامعه ­ای چگونه باید باشد؟
     3) این نظم چگونه حفظ می شود؟
این نوشتار پاسخی است اجمالی به سه پرسش فوق.

عالمان اجتماعی از قدیم الایام مقیاس ایده آلی را برای ارزیابی و مقایسه وضعیت حال جامعه با آن طراحی می کردند. آنان جامعه ایده آلی را با مشخصات معلوم ترسیم نموده و آن را «مدینه فاضله» می نامیدند. در مدینه فاضله همه چیز به حد اعلا خوب و مناسب بود. از منظر این فلاسفه مدینه فاضله جامعه ای است که امور طبیعی و اجتماعی در آن به بهترین نحو جاری است.
امروزه نیز بحثی مشابه مبحث فوق از منظر جامعه شناسی مطرح شده و در آن به ویژگیهای جامعه آرمانی- واقعی که مد نظر جامعه شناس است پرداخته می شود اما نه با نام مدینه فاضله بلکه با نامی دیگر: جامعه نیک (good society).
در آغاز بحث لازم است تعریف مبنایی خود را از جامعه ارائه دهیم و سپس با توجه به این تعریف مشخصات یک جامعه نیک را متذکر شویم.
جامعه­ (society) مجموعه­ای است از کنشگران مرتبط با هم، منابع و قواعد اجتماعی.
این تعریف حاوی سه عنصر اساسی است: کنشگر، منابع، و قواعد.
کنشگر: جامعه از اجتماع و ارتباط کنشگران با همدیگر تشکیل شده است. کنشگران دارای استعدادها، نیازها و تمنیات، و اهداف نسبتاً مشابهی هستند. در یک جامعه نیک لازم است که نیازهای کنشگران برآورده شوند و استعدادهایشان شکوفا گردد. اما از آنجا که نوع و سطح نیاز همه افراد یکسان نیست و حتی گاهی اوقات این نیازها متضاد همدیگر هستند پس لازم است معیاری برای سنجش نیاز مرجّح مد نظر باشد. مهمترین نیازهای فردی عبارتند از سلامت، امنیت، و حرمت. بنابراین می­توان گفت جامعه­ای نیک است که بتواند بیشترین سلامت، امنیت و حرمت را برای بیشتر افراد جامعه، برای مدت زمان نسبتاً طولانی تأمین نماید.
منابع: هر جامعه­ای برای بقای خویش نیازمند وجود منابع (ثروت، قدرت، منزلت و اطلاعات) است. جامعه نیک لازم است روشهایی را برای ایجاد و حفظ منابع مورد نیازش فراهم نماید. منابع موجود باید به گونه­ای توزیع شوند که در نتیجه آن، همه افراد از حداکثر ممکنِ سلامت، امنیت و حرمت برخوردار باشند.
قواعد: قواعد باعث می­شوند تا موقعیتها قابل پیش­بینی و تعین پذیر شوند. همیشه این احتمال وجود دارد که افراد، به خصوص افراد تازه وارد، از قواعد اجتماعی پیروی نکنند. دو مکانیسم عمده باعث کاهش این احتمال می گردد: (1) جامعه ­پذیری افراد و درونی کردن قواعد، و (2) نظارت بر اجرای قواعد و مجازات افراد خاطی.
نهاد خانواده، آموزش و پرورش و رسانه­های جمعی وظیفه درونی کردن قواعد اجتماعی (به ویژه قواعد اخلاقی) را بر عهده دارند. اگر قواعد درونی شوند، افراد در موقع اجرای قواعد احساس اجبار و زور کمتری می­کنند و نظم اجتماعی حاکم بر جامعه حالتی داوطلبانه به خود می­گیرد.
باید توجه داشت که کنشگران در پیروی از قواعد اجتماعی به صورت فعال ظاهر می شوند و ممکن است بعضی از کنشگران برخی از قواعد را مراعات ننمایند و یا قواعد دیگری را ابداع نمایند. این امر در عین حال که می تواند بنیانهای ساختاری جامعه را با چالش مواجه سازد باعث پویایی جامعه نیز می گردد.
در مورد کنترل اجتماعی نیز باید متذکر شد که کنترل کنشگران و مجازات خاطیان نباید به گونه­ای باشد که امکان تغییر و تحول را از بین ببرد. چرا که جامعه همراه با نظم و ایستایی به تغییر و پویایی نیز نیاز دارد.
ایجاد و نگهداری نظم در یک جامعه از مباحث قدیمی در حوزه علم الاجتماع محسوب می شده است. فلاسفه و اندیشمندان اجتماعی قدیمی بیشتر از منظر حفظ نظم به این مبحث نگاه می کردند. اما برخی از صاحب نظران نیز با انتقاد از نظم موجود سفارش به تغییر می کردند. فارغ از این مباحث نظری، در یک جامعه زنده همیشه نظم و تغییر با هم اتفاق می افتند لکن میزان، نوع و ترکیب آنها در موقعیت های مختلف متغیر است.
بهتر است نظمی که در جامعه نیک به وجود می­آید حالت داوطلبانه (و نه اجباری) داشته باشد چرا که کنش داوطلبانه موجب حفظ حرمت کنشگران می گردد و در واقع باعث مرتفع شدن یکی از نیازهای حیاتی آنها می گردد.
نظم در یک جامعه ساده حالت ابتدایی و غیررسمی دارد، اما با پیچیده شدن روابط، افزایش احتمال عدم اجرای قواعد توسط افراد و ناتوانی کنترل غیررسمی، دولت ضامن نظم می­شود.
در جامعه نیک دولت با اخذ مالیات و ارائه سرویسهای اجتماعی (تأمین اجتماعی، تحصیلات و بهداشت رایگان) به بازتوزیع منابع در جامعه کمک ­می کند و در واقع، مازاد منابع را از طبقات بالای جامعه ستانده و در طبقات پایین توزیع ­می نماید. از طرف دیگر دولت با کنترل بر اجرای قواعد به تعین­پذیری رفتارها کمک می ­کند.
نقش اصلی دولت تأمین امنیت (جسمی و روانی) افراد، کنترل توزیع منابع بین افراد و نظارت بر اجرای قواعد رسمی است. برای اینکه افراد در برابر کنترل دولت بر منابع و قواعد، احساس اجبار نکنند لازم است که دولت، نماینده و وکیل خود آنها باشد و امور سیاسی به صورت دموکراتیک اداره شود. چرا که وقتی دولت نماینده افراد جامعه است، در واقع جامعه خود بر رفتارهای افراد کنترل دارد، و در این حالت اجبار ناشی از کنترل کمتر می­شود؛ زیرا افراد احساس می­کنند که در صورت لزوم می­توانند قواعد بازی و نیز بازیگران قدرت را تغییر دهند؛ و در نتیجه احساس آزادی بیشتری می­کنند.
بنابراین می توان گفت که جامعه نیک جامعه ای است که مهمترین نیاز انسانها به بیشترین مقدار ممکن مرتفع می گردد. در چنین جامعه ای نظم حالت داوطلبانه دارد هر چند که ممکن است ضامن بقای این نظم قدرت قهریه (دولت) باشد.

به نقل ازsociran.com

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

بیانیه آيت الله سبحاني بمناسبت کشتار مسلمانان چين
آيت الله جعفر سبحاني با صدور بيانيه اي به مناسبت کشتار مسلمانان در چين گفت: مسلمانان اويغور خواهان حقوق شهروندي خويش هستند و بايد دولت چين نسبت به تمام قوميت ‌ها به يک نظر بنگرد و حقوق همگان را رعايت کند.
ایرنا: آيت الله جعفر سبحاني با صدور بيانيه اي به مناسبت کشتار مسلمانان در چين گفت: مسلمانان اويغور خواهان حقوق شهروندي خويش هستند و بايد دولت چين نسبت به تمام قوميت ‌ها به يک نظر بنگرد و حقوق همگان را رعايت کند.
 
اين مرجع تقليد با انتقاد از حوادث اخير در چين، دفاع از مظلوم و ستمديده را يک وظيفه انساني و اسلامي دانست و تصريح کرد: ما تصور مي‌ کرديم که فقط غرب ستمگر به حقوق مسلمانان تجاوز مي‌ کند و آنان را از حقوق اوليه خود که حقوق اساسي و انساني است، محروم مي‌سازد، ولي خبرهاي رسيده از چين حاکي از آن است که در آن نقطه دنيا، مسلمانان بي ‌پناه مورد تجاوز چين کمونيست ديروز و چين سرمايه دار امروز قرار گرفته وبي‌ رحمانه سرکوب مي ‌شوند.

آيت الله سبحاني در اين بيانيه آورده است: مسلمانان اويغور خواهان حقوق شهروندي خويش هستند و بايد دولت چين نسبت به تمام قوميت ‌ها به يک نظر بنگرد و حقوق همگان را رعايت کند.

اين بيانيه مي افزايد: اين نوع برخورد، قلوب يک و نيم ميليارد مسلمان جهان را جريحه‌ دار کرد و حيثيت کشور چين را در سطح جهان خدشه‌دار مي‌سازد، چين که خود در سازمان ملل و شوراي امنيت عضويت دارد نبايد با جان و مال ملت خود، اين چنين رفتاري کند.

اين مرجع تقليد با تاکيد بر اينکه غرب از اين اختلافات بهره‌ ‌برداري کرده و هرگز به مسلمانان دربند، کمک نمي‌ کند، گفت: ما از سازمان‌ هاي بين ‌المللي و حقوق بشري و بالاخص سازمان‌ کنفرانس اسلامي درخواست مي‌ کنيم که هرچه زودتر به مسئوليتي که بر عهده گرفته‌ اند عمل کرده و از جان و مال مسلمانان چين دفاع کنند و نگذارند حقوق آنان بيش از اين پايمال شود.
به نقل از /asriran.com
نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

روزنامه کیهان  به منظور توجیه کشتار مسلمانان در چین نوشت:

مخالفان جهانی چین  حوادث اخیر را فرصت بی بدیلی برای پیگیری بحث تجزیه استان سین کیانگ از چین می دانند، منطقه ای بی نهایت استراتژیک که یک ششم خاک چین را تشکیل داده و بزرگترین منابع نفتی و گازی این کشور و نیز معادنی چون طلا، زغال سنگ و نقره در آنجا قرار دارد. جدا شدن سین کیانگ از چین، قطعاً کار پکن را برای همیشه در معادلات جهانی با دشواری های جدی روبرو خواهد کرد.

این روزنامه افزود:واشنگتن مهره لازم برای مصادره اغتشاشات را در اختیار داشت. «ربیعه قدیر» زنی 62 ساله و ثروتمند است که در سال 1999 به جرم جاسوسی برای آمریکا در چین به زندان افتاد و اگرچه به هشت سال زندان محکوم شد، اما در سال 2005 توانست با وساطت کاخ سفید آزاد شده و راهی واشنگتن شود. هم اکنون از قدیر با عنوان رهبر تجزیه طلبان یاد می شود و غرب سعی دارد درگیری های قومیتی چین را شورش های یکجانبه قوم اویغور با هدف تجزیه جا بزند.

کیهان سپس در مورد کسانی که در داخل ایران از مسلمانان چین حمایت می کنند نوشت:جریانی در داخل ایران است که در هر حادثه ای، ماهیت ماجرا و طرف های درگیر هرچه و هر که باشد، برایش تفاوتی نمی کند. هدف، همراهی با غرب در همه وجوه و به هر شکل ممکن است و در این راه، چشم و گوش بسته و به عبارت بهتر «فکر» بسته، در خدمت اهداف غرب گام برمی دارد. علی رغم اینکه اکثر کشته شدگان درگیری های اخیر چین از قوم غیر مسلمان است، رسانه های مدعی اصلاحات همه کشته شدگان سین کیانگ را مسلمان معرفی کردند و در همان حال به جای حمایت از مسلمانان اویغور، تحلیل های محافل و رسانه های غربی را بازنویسی کردند.به نقل از خبر آنلاین

آیت الله العظمی صافی گلپایگانی کشتار مسلمانان چین را محکوم کرد
به گزارش آینده روشن به نقل از پایگاه دفتر حضرت آیت الله العظمی صافی، این مرجع شیعه، در دیدار جمعی از طلاب با اشاره به حوادث غمبار کشور چین، که موجب به خاک و خون کشیده شدن جمعی از مردم مظلوم و بی‌دفاع مسلمان این کشور گردید، وضع اسفبار و رعایت نشدن حقوق عادی بشری در این کشور را محکوم کرد. 

وی همچنین با اشاره به کشته شدن یک زن مسلمان مصری در آلمان به جرم داشتن حجاب اسلامی، این حوادث ضد بشری و اسلامی را محکوم کرد.

آیت الله العظمی صافی به اتحاد و همکاری جوامع اسلامی در صحنه بین‌الملل اشاره کرد و گفت: از کشورهای اسلامی می‌خواهیم که نسبت به این بی‌عدالتی‌ها که در گوشه و کنار دنیا به حقوق مسلمانان می‌شود عکس العمل نشان داده و هیچ تبعیض و تفاوتی قایل نشوند.

وی ادامه داد: باید به طور مناسب و مؤثر اعتراض نموده و تجاوز به حقوق مسلمانان در هر کجا و هر کشوری که باشد محکوم نمایند و با مسلمانان چه چینی باشد یا اروپایی یا از هر جای دیگر همدردی نمایند. 

وی با اشاره به کشتار و استضعاف شدید مسمانان چینی اظهار داشت: از مجامع بین‌المللی و مدعیان دفاع از حقوق بشر می‌خواهیم که این دوگانگی‌ها و سیاست‌بازی‌ها را در مسأله حقوق بشر کنار بگذارند و انسان‌ها را به دو بخش مخالف و موافق غرب تقسیم نکنند و وضع حقوق بشر در چین را نادیده نگیرند.

وی افزود: انسان‌ها در همه جا باید از حقوق انسانی خود برخوردار باشند و مورد ظلم و ستم قرار نگیرند. 

آیت الله العظمی صافی، در پایان از وزارت امور خارجه خواست که در مقابل کشتار‌ مسلمانان بی‌دفاع چین موضع گرفته و اعتراض نماید و وظیفه‌ی اسلامی و انسانی خود را به بهترین وجه انجام دهد.

/www.bfnews.ir

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

سالروز ولادت مولای متقیان حضرت علی و روز پدر مبارک باد.

 

روز پدر را به تمامی پدران عزیز تبریک می گوییم...

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

در چند هفته ای که گذشت مردم خلخال شاهد از سرگیری کارهای عقب مانده بودند مثل رنگ آمیزی جداول،آسفالت معابر و ... ما هم برای اینکه نشان دهیم منتقد کارساز هستیم از زحمات پرسنل و کارگران محترم شهرداری تقدیر و تشکر میکنیم.

عکس از رادبه

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

عکس از رادبه پرنده

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

کوه ازناو که یکی از کوههای باستانی منطقه خلخال میباشد،تعریفهای زیادی در مورد نام این کوه شده است.سه روز پیش به برنامه ای که در مورد روستای خوجین از شبکه سبلان پخش میشد نگاه میکردم که صحبتهای آقای شیرعلی ملکی عضو شورای اسلامی روستای خوجین توجه مرا به خود جلب کرد.او در پاسخ گزارشگر سیما در مورد نام کوه ازناو،آن را کلمه ای تالشی دانسته که به معنی تازه میباشد!!!حال ایشان نفرمودند که این اطلاعات را از کجا بدست آورده اند و یا با کدام سند تاریخی در مقابل تلویزیون قرار میگیرند و تاریخ یک ملت  و یک منطقه را این چنین تغییر میدهند؟!  

شمادر مقابل این سخنان چه نظری دارید؟ آیا کلمه ازناو تالشی میباشد؟  

                              

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

باز هم عکسهایی داریم از مجید خالقی مقدم:

    

 

         

 

    

    برگرفته ازhttp://www.photokhalkhal.blogfa.com/

 

    

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

به اطلاع همشهریان عزیز جهت اطلاع از تله کابینهایی که قرار بود تابستان سال گذشته در محل گردشگری میر عادل نصب شوند میرسانم که نگران نباشند چون کابینهای تله کابین الان مدت یکسالی میشود که در حیاط کشتارگاه در امن و امان نگهداری میشود و این همان هدیه کوچکی بود که شورای شهر آن را به مردم بزرگ خلخال تقدیم کرده بود!!!

هديه كوچك براي مردم بزرگ خلخال

بزودي در شهر خلخال تله كابين نصب مي شود

بنا به گفته شهردار محترم خلخال بامساعدت استاندار محبوب استان اردبيل لوازم تله كابين خريداري و در منطقه گردشگري ميرعادل نصب خواهد شد

اطلاعیه فوق از سایت شهرداری خلخال گرفته شده به تاریخ اطلاعیه توجه کنید!!!

شما در این مورد چه فکر میکنید؟!!

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

با سلامی دوباره حضور هموطنان عزیز،چه در داخل و چه در خارج از کشور.از این به بعد قصد داریم اخبار خلخال را از خبر گزاریهای داخلی جمع آوری کرده تا به اطلاعتان برسانیم به همین منظور به اخبار امروز توجه فرمایید:

بزرگراه خلخال - خوجين ساخته مي‌شود


اردبيل - خبرنگار اطلاعات: احداث بزرگراه خلخال - خوجين و اجراي طرح بافت فرسوده شهر از جمله برنامه‌هاي مهم شهردار جديد خلخال خواهد بود.

رحماني، سرپرست معاونت امور عمراني استاندار اردبيل گفت: تامين‌نشدن درآمد شهرداري موجب شده است كه شهرداري‌ها دچار روزمرگي شوند و از كار عمراني باز بمانند.
بازسازي بافت تاريخي روستاي «كزج» خلخال

خبرنگار اطلاعات: بافت باارزش روستاي <كزج> خلخال مرمت و بازسازي مي‌شود.‌
مديركل بنياد مسكن استان اردبيل در جريان بازديد از چند پروژه عمران روستايي شهرستان  خلخال گفت: امسال براي اجرا و مرمت بافت باارزش روستاي كرج بيش از 2 ميليارد و 34 ميليون ريال اعتبار اختصاص يافته است.

حاج‌عليزاده، روستاي كزج را از روستاهاي هدف گردشگري استان اردبيل اعلام كرد و گفت: در اين منطقه به صورت نمادين طرحهاي توسعه‌اي اجرا شده و به دليل فضاي بكرو چشم‌‌انداز مطلوب اين روستا، كزج جزو مناطق گردشگر‌پذير استان محسوب مي‌شود.

وي همچنين گفت: تا پايان امسال 960 واحد روستايي در سطح روستاهاي شهرستان خلخال مقاوم‌سازي مي‌شود كه براي اجراي اين طرحها 70 ميليارد ريال اختصاص مي‌يابد.
به نقل ازhttp://www.ettelaat.com

codex28x

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

یادتان مانده که بچه بودیم همواره از شنیدن کلمه مثلث برمودا می ترسیدیم؟!حال می خواهم اطلاعاتی را برایتان بنویسم توجه کنید:

مثلث برمودا و عجایب آن
مثلث برمودا (به انگلیسی: Bermuda Triangle) منطقه‌ای است در شمال‌غربی اقیانوس اطلس، که ادعا می شود تعدادی هواپیما و کشتی به طور مرموزی ناپدید شده‌اند.

مثلث برمودا محلی است وهم‌انگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شده‌اند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شده‌اند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پاره‌ای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.

موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایره‌ای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق می‌گردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمی‌شود.
در غرب اقیانوس اطلس، در آن سوی سواحل جنوب شرقی ایالات متحده ، ناحیه ‌ای وجود دارد که به شکل مثلث است . این ناحیه از برمودا در شمال آغاز می‌شود و تا قسمت جنوبی فلوریدا امتداد می‌یابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزایر باهاما و پورتوریکو،به طول جغرافیایی ۴۰ درجه به سمت غرب کشیده می‌شود و دوباره به برمودا باز می‌گردد.
این ناحیه که به مثلث برمودا معروف است ،در لیست رازهای ناشناخته جهان به مکانی اضطراب انگیز وباور نکردنی به ثبت رسیده است . در این مکان بیش از صدها هواپیما وکشتی بدون آنکه کوچکترین اثری از آنان باقی بماند ، ناپدید شده‌اند .اغلب این حوادث از سال ۱۹۴۵ به بعد روی داده است ،و در طول ۲۶ سال اخیر بیش از ۱۰۰۰نفر در این ناحیه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بی آنکه حتی اثری از جسد یکی از آنها یا نشانه ای از بقایای هواپیماهاو کشتی‌های ناپدید شده باقی مانده باشد .
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف می‌کند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو می‌گذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر می‌گردد.
این محل فتنه‌انگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز می‌کردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوق‌العاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روییت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسه‌ها دیده نشد. هیچ حادثه‌ای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرت‌آورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه ‌قایقها و کشتیهایی مفقود شده‌اند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشته‌اند.
                                                                                         
Open in new window                  

                                                      

برگرفته ازwww.eshtehard.net

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |

در نظر سنجی شماره ۱ وبلاگ رادبه که در مورد عملکرد شورای شهر خلخال پرسیده شده بود نتایج زیر بدست آمد:

۱.بسیار عالی  ۸/۲٪

۲.عالی           ۸/۲٪

۳.بسیار خوب  ۸/۲٪

۴.خوب           ۲/۳٪

۵.ضعیف         ۲/۱۴٪

۶.بسیار ضعیف ۲/۷۴٪

شما در مورد نظرات مردم چه فکر میکنید؟!!

 

نوشته شده توسط رادبه پرنده  | لینک ثابت |