متاسفانه فرهنگ جامعه ما چنين بود كه شما به عنوان يك سرباز فراري در بين مردم نيز محاكمه نشديد خب پس رفتار حرفه اي شما كجا رفته است؟؟ در بازي با تراكتورسازي حركت شما بعد از زدن گلي كه داور به ناحق براي شما گرفته بود آيا در مقابل تماشاگران ترك، حرفه اي و در حد يك بازيكني كه در بايرن مونيخ بازي كرده، بود؟مردم ما بايد بجاي واژه هاي جادوگر و سلطان اسم برازنده سرباز فراري را بر روي شما بگذارند چون جادوگر و سلطان و امپراطور و ژنرال ،فرماندهان و سربازان رشيد جبهه هاي جنگ بودند كه از ناممكن ها ممكن ساختند و دنيا را با دلاورمرديهاي خود در حيرت قرار دادند كساني چون باكريها ،همت ها،باقريهاواميران سرفراز لشكر ۲۱حمزه آذربايجان...
متاسفانه اين مساله را كه چرا شخصي بعد از فرار از ميدان مبارزه محبوبيت بيشتري بين طرفداران خاص خود پيدا مي كند و ديد جامعه نسبت به اين اشخاص چگونه است را بايد با ديد بازتر و از ديد اجتماعي بررسي مي كردم ولي شوكي كه با ديدن تصاوير بازي بر من وارد شد باعث شد كه مطالب فوق را با عجله بنويسم اگر در مطابل اشكالاتي وجود داشت معذرت خواهي مي كنم و اگر نظري در اين مورد داريد با ما در ميان بگذاريد...
|
سایت خلخالیم بعنوان اولین وب سایت جامع شهرستان خلخال در سایت ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ، متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ( معاونت امور مطبوعات و اطلاع رسانی ) ثبت گردیده و تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران می باشد . |
|
رنگهایی که مردمان یک جامعه در زندگی روزمره خود از آنها استفاده می کنند تا حد زیادی نشان دهنده ارزشها و گرایشهای افراد آن جامعه است. یک جامعه با اولویت بندی و ارزش گذاری رنگها انتخاب افراد را کانالیزه می کند. هر رنگی در هر جامعه ای مطلوبیت ندارد، و هر جامعه ای رنگهای خاصی را اجازه بروز و ظهور می دهد. رنگ لباس، نمای داخل و بیرون ساختمانها، دکوراسیون خانه، و ... از نمونه هایی هستند که افراد نسبت به رنگ آنها حساس هستند و نوع رنگ آنها همبستگی زیادی با خصائل جمعی افراد دارد. در اینجا سعی می شود دو نوع (type) جامعه را با دیدی نظری (و نه تجربی) توصیف نماییم: جامعه رنگی و جامعه سیاه و سفید. جامعه رنگی: جامعه سیاه و سفید: در خاتمه، با استفاده از تیپولوژی مطرح شده می توان چنین نتیجه گرفت که رنگهای طبیعی مورد استفاده در یک جامعه نشان دهنده خصلتهای اجتماعی افراد و جامعه است. جامعه سیاه و سفید دارای خصلتهایی است (خاص گرایی، عدم تساهل، بی اعتمادی، بیگانه هراسی، ناامنی، سکون و ...) متفاوت با ویژگیهای جامعه رنگی (عام گرایی، مدارا، اعتماد، امنیت، خلاقیت، و ...). این رابطه یک رابطه علّی است نه همبستگی صرف. نوع و فراوانی رنگهای مرسوم در جامعه تابع خصلتهای اجتماعی و ساختاری آن جامعه هستند. |

شهروندان عزیز،مسئولان شهری، ماهانه اجاره ای ۳۰۰هزار تومان با این همه مشکلات مالی بازار درد کمی نیست بیایید همت کنید و کار بزرگ انجام دهید درد ترافیکی این خیابان لج بازی با مغازه داران نیست.بازار قلب تپنده هر شهر است این قلب سکته کرده است برای این قلب عمل جراحی لازم است نه دیازپامی جهت تسکین خودمان . اگر می خواهید این قلب تپنده باز نایستد آن درد را پنهان نکنید بلکه اگر توان دارید عمل کنید و اگر نمی توانید...
و در آخر چند سوال داشتم شاید همکاران وبلاگی بتوانند جواب دهند:
۱-در شهریور امسال قرار بود جاده سنتو افتتاح شود چه شد؟
۲-در شهریور امسال قرار بود بلوار شهید مصطفی خمینی افتتاح شود چه شد؟
۳-در تیر ماه سال گذشته قرار بود تله کابین در میر عادل نصب شود چه شد؟
مسئولان محترم شهری،نماینده محترم خلخال و کوثر، آیا لیاقت مردم خلخال در امر شهری فقط ترمیم جوبهاست و آیا بزرگترین طرح عمرانی شهر احداث کانیو می باشد.بله ما خوشحال شدیم که نماینده خلخال وبسایت دارد و در سایت مطالبی نوشته می شود که برخی از دوستان اهل میانه به نماینده خود ایراد می گیرند که نماینده میانه چرا سایت ندارد ؟!!با این حرفها نمی توانیم خودمان را گول بزنیم چون خودمان هم میدانیم که میانه از لحاظ پیشرفت کجا و خلخال کجا؟!!
و السلام
شما در مورد عملکرد شهید باکری در این مورد و در زمامداری شهرداری چه فکر می کنید؟
|
انسانها در مقام مقایسه و ارزیابی خود نسبت به دیگران، گاه به دلیل تعلق داشتن به گروهی خاص (اعم از گروه دینی، ملی، قومی، نژادی، فامیلی، و ...) احساس برتری می کنند و این احساس را با افتخار بیان می کنند. در چنین حالتی افراد خود را نسبت به دیگران اصیل تر فرض کرده و در واقع برای خودشان اصالت قائل می شوند. این حسِ اصالت در شرایط زمانی و مکانی مختلف، صور متفاوتی به خود گرفته است. گاهی تعلق داشتن به طبقه ای خاص (اشراف، روحانیت، و ...) باعث تبختر بود و زمانی هم عضویت در یک گروه (گروه شغلی، تحصیلی، و ...) برای اعضای آن اصالت به بار می آورد. به نظر می رسد این احساس در دوره های مختلف تاریخی از نظم خاصی پیروی می کند. به عبارت دیگر، نوع و شکل اصالتی که افراد برای خود قائل هستند همبستگی زیادی با نوع و وضعیت اجتماعی جامعه ای دارد که در آن زندگی می کنند. جامعة سنتی معمولاً ویژگیهایی را اصیل معرفی می کند که انتسابی هستند و فرد از لحظه تولد دارای آن خصلت ویژه می باشد. برای مثال یک فرد از اولین روز تولدش با جنسیت معلوم، نژاد مشخص و طبقة اجتماعی معینی شناخته و ارزیابی می شود، این ویژگیها معمولاً تا آخر عمر تغییر چندانی نمی کند. در چنین جوامعی اصالت افراد هم انتسابی است به این معنا که فرد به دلیل انتساب به خصائلی که پیش از تولد او وجود داشتند اصیل شمرده می شود. در این حالت خود فرد در اصیل بودن یا نبودن خود تأثیر چندانی ندارد. همچنین در یک جامعة سنتی اصالت با مصرف تداعی می شود به این معنا که افرادی که مصرف متمایز و ارزشمندی نسبت به دیگران دارند اصیل شمرده می شوند. با وقوع تحولات اقتصادی و صنعتی در جوامع پیشرفتة معاصر معنا و دلالت "اصالت" نیز تغییر کرده است. در این جوامع اصالت آن چنان که در جوامع سنتی مرسوم بوده است، به خون و نژاد و طبقه نیست بلکه اصالت فرد معمولاً (و نه کاملاً) به دلیل داشتن ویژگیهای اکتسابی (همچون میزان تحصیلات، شغل، درآمد و ...) است. به عبارت دیگر در جوامع مدرن اصالت به "شدن" است نه "بودن". در یک جامعة مدرن، داشتن ویژگیهای خاصی که از قبل موجود بوده اند و فرد و جامعه تأثیری در به وجود آمدن آن نداشته است تأثیر زیادی در اصیل شمردن فرد ندارد، هر چند که "داشتن" می تواند باعث "شدن" هم گردد. در جوامع مدرن، انسانی اصیل شمرده می شود که یک چیزی را تولید کرده باشد (به نقل از ادگار مورن). فرد دارا اصیل نیست بلکه تولید کننده اصالت دارد. به بیان دیگر در جوامع مدرن، اصالت به تولید است و نه به مصرف. در چنین جامعه ای، فردی اصیل شمرده می شود که هر روز در حال توسعه و رشد باشد و جامعه ای اصالت دارد و عضویت در آن باعث افتخار است که تولید می کند. در نهایت باید گفت که امروزه دیگر داشتن شرایط خاص تاریخی باعث اصالت نیست بلکه به وجود آوردن شرایط خاص است که می تواند به افتخار و اصالت منجر شود. |
يکي از طرفداراش نوشته بود:
چرا خدا تو را براي این بيماري انتخاب كرد؟
او در جواب گفت:
در دنيا ، 50 ميليون کودک بازي تنيس را آغاز مي کنند 5 ميليون نفر ياد مي گيرند که چگونه تنيس بازي کنند 500 هزار نفر تنيس را در سطح حرفه اي ياد مي گيرند 50 هزار نفر پا به مسابقات مي گذارند 5 هزار نفر سرشناس مي شوند . 50 نفر به مسابقات ويمبلدون راه پيدا مي کنند ، چهار نفر به نيمه نهايي مي رسند و دو نفر به فينال ...
و آن هنگام که جام قهرماني را روي دستانم گرفته بودم ، هرگز نگفتم خدايا چرا من ؟
و امروز هم که از اين بيماري رنج مي کشم ، نيز نمي گويم خدايا چرا من؟
مطلبی که مطالعه فرمودید از وبلاگ هیرو که از زحمات دوست عزیز آقای ابراهیم زاده است برداشت شده است.
نظرات خود را برای ما ارسال نمایید...

۱ - بهسازی کانیوها و جوبهابه شکل احسن که امیدواریم این کار که در برخی نقاط شهر نیمه کاره مانده به زودی اتمام یابد.
۲ - بازسازی پارک کودک به شکل زیبایی که توجه همشهریان را به خود جلب کرده است، عکسهای زیر که توسط همکار محترم جناب خالقی مقدم برداشته شده توجه فرمایید:



در لحظه ثبت این تصاویر که به همراه آقای خالقی مقدم بودم احساس شادی و فرح همشهریان را از نزدیک مشاهده نمودیم که در نوع خودش قابل تامل بود ، بعد از ثبت تصاویر در حالی که قصد رفتن به خانه را داشتیم به همراه آقا مجید تصمیم گرفتیم که به اللرباغی نیز سر بزنیم تا گشت و گذار مردم را نیز در آنجا ببینیم ولی با باغی خلوت و تاریک مواجه شدیم که سکوت روی نیمکتهای آن هوا میخورد:


و در اینجا از شهردار محترم خواهش می کنم که از هدر رفتن بیت المال در شهر جلوگیری کنند نمونه هایی که در ازناو یا اللرباغی مشاهده میشود.امنیت و چراغانی این مکانها بسیار مهم است. بله آقای شهردار ساختن زیباست ولی نگهداری و مدیریت بهسازی و تعمیر مهمتر از أن.
با تشکر از همکار محترم جناب آقای خالقی مقدم و وبلاگ هیرو نیوز

۱- بهسازی جداول بلوار ۱۷ شهریور که در بسیاری نقاط به شکل بسیار زننده ای توجه هر بیننده ای را به خود جلب میکند در حالی که در نزدیکی میدان بسیج که جدولها در زمان آقای موذنی بهسازی شده بود و در آن شمشادهای روییده شده به شکل بسیار زیبایی دیده میشود. من به عنوان یک شهروند در حالی این خواهش را از شهردار محترم دارم که میبینم جدولهای بسیاز زیادی برای بهسازی جوبها خریداری شده و پیمانکار مشغول به کار است و این فرصت بسیار مناسبی می باشد تا در آن قسمت کلاس شهریمان را بالا ببریم.
۲-مطلب دیگری که بسیار برایم مهم آمد صرفه جویی در برق مصرفی معابر بود که نمیدانم به دستور کدام نهاد یا سازمانی در شهر آنهم در نقاط حساس و کلاسیک شهر اجرا میشد که نمونه آنرا من در هیچ شهری نه دیده و نه شنیده ام به عکس زیر که از کارهای زیبای آقای شیرعلیپور است توجه فرمایید:

چرا در قسمت ورودی شهر باید چراغها یک در میان خاموش باشند؟!!
۳-افزایش روشنایی پارکها و مناطق تفریحی که عدم این کار باعث نبود امنیت نیز میشود نمونه هایی که خود مشاهده کردم پارک اللرباغی ،میرعادل بولاغی ، پارک ارم ُ پارک چمران ،ازناو بود که از دید کافی و روشنایی که مورد توجه باشد برخوردار نبودند.
۴-حفاظت و نگهداری از امکانات ساخته شده در شهر که متاسفانه در موارد بسیار زیادی دیده شده که با هزاران زحمت وسیله یا امکاناتی در یک منطقه شهر ساخته و قرار داده میشود ولی در اثر نبود مدیریت تعمیر و نگهداری آن وسیله به مرور زمان یا در اثر دستکاری از بین میرود نمونه های بسیاری در اللر باغی و در ازناو قابل مشاهده است.
۵- و در آخر جا دارد از کارگران و زحمتکشان شهری تقدیر و تشکر ویژه ای کرده باشیم که در خصوص بهسازی جوبها و کانیوها و بهسازی زیبای پارک کوچک زحمات بسیاری را متحمل شده اند.
شما همشهریان عزیز لطفاً نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
2) نظم اجتماعی در چنین جامعه ای چگونه باید باشد؟
3) این نظم چگونه حفظ می شود؟
این نوشتار پاسخی است اجمالی به سه پرسش فوق.
عالمان اجتماعی از قدیم الایام مقیاس ایده آلی را برای ارزیابی و مقایسه وضعیت حال جامعه با آن طراحی می کردند. آنان جامعه ایده آلی را با مشخصات معلوم ترسیم نموده و آن را «مدینه فاضله» می نامیدند. در مدینه فاضله همه چیز به حد اعلا خوب و مناسب بود. از منظر این فلاسفه مدینه فاضله جامعه ای است که امور طبیعی و اجتماعی در آن به بهترین نحو جاری است.
امروزه نیز بحثی مشابه مبحث فوق از منظر جامعه شناسی مطرح شده و در آن به ویژگیهای جامعه آرمانی- واقعی که مد نظر جامعه شناس است پرداخته می شود اما نه با نام مدینه فاضله بلکه با نامی دیگر: جامعه نیک (good society).
در آغاز بحث لازم است تعریف مبنایی خود را از جامعه ارائه دهیم و سپس با توجه به این تعریف مشخصات یک جامعه نیک را متذکر شویم.
جامعه (society) مجموعهای است از کنشگران مرتبط با هم، منابع و قواعد اجتماعی.
این تعریف حاوی سه عنصر اساسی است: کنشگر، منابع، و قواعد.
کنشگر: جامعه از اجتماع و ارتباط کنشگران با همدیگر تشکیل شده است. کنشگران دارای استعدادها، نیازها و تمنیات، و اهداف نسبتاً مشابهی هستند. در یک جامعه نیک لازم است که نیازهای کنشگران برآورده شوند و استعدادهایشان شکوفا گردد. اما از آنجا که نوع و سطح نیاز همه افراد یکسان نیست و حتی گاهی اوقات این نیازها متضاد همدیگر هستند پس لازم است معیاری برای سنجش نیاز مرجّح مد نظر باشد. مهمترین نیازهای فردی عبارتند از سلامت، امنیت، و حرمت. بنابراین میتوان گفت جامعهای نیک است که بتواند بیشترین سلامت، امنیت و حرمت را برای بیشتر افراد جامعه، برای مدت زمان نسبتاً طولانی تأمین نماید.
منابع: هر جامعهای برای بقای خویش نیازمند وجود منابع (ثروت، قدرت، منزلت و اطلاعات) است. جامعه نیک لازم است روشهایی را برای ایجاد و حفظ منابع مورد نیازش فراهم نماید. منابع موجود باید به گونهای توزیع شوند که در نتیجه آن، همه افراد از حداکثر ممکنِ سلامت، امنیت و حرمت برخوردار باشند.
قواعد: قواعد باعث میشوند تا موقعیتها قابل پیشبینی و تعین پذیر شوند. همیشه این احتمال وجود دارد که افراد، به خصوص افراد تازه وارد، از قواعد اجتماعی پیروی نکنند. دو مکانیسم عمده باعث کاهش این احتمال می گردد: (1) جامعه پذیری افراد و درونی کردن قواعد، و (2) نظارت بر اجرای قواعد و مجازات افراد خاطی.
نهاد خانواده، آموزش و پرورش و رسانههای جمعی وظیفه درونی کردن قواعد اجتماعی (به ویژه قواعد اخلاقی) را بر عهده دارند. اگر قواعد درونی شوند، افراد در موقع اجرای قواعد احساس اجبار و زور کمتری میکنند و نظم اجتماعی حاکم بر جامعه حالتی داوطلبانه به خود میگیرد.
باید توجه داشت که کنشگران در پیروی از قواعد اجتماعی به صورت فعال ظاهر می شوند و ممکن است بعضی از کنشگران برخی از قواعد را مراعات ننمایند و یا قواعد دیگری را ابداع نمایند. این امر در عین حال که می تواند بنیانهای ساختاری جامعه را با چالش مواجه سازد باعث پویایی جامعه نیز می گردد.
در مورد کنترل اجتماعی نیز باید متذکر شد که کنترل کنشگران و مجازات خاطیان نباید به گونهای باشد که امکان تغییر و تحول را از بین ببرد. چرا که جامعه همراه با نظم و ایستایی به تغییر و پویایی نیز نیاز دارد.
ایجاد و نگهداری نظم در یک جامعه از مباحث قدیمی در حوزه علم الاجتماع محسوب می شده است. فلاسفه و اندیشمندان اجتماعی قدیمی بیشتر از منظر حفظ نظم به این مبحث نگاه می کردند. اما برخی از صاحب نظران نیز با انتقاد از نظم موجود سفارش به تغییر می کردند. فارغ از این مباحث نظری، در یک جامعه زنده همیشه نظم و تغییر با هم اتفاق می افتند لکن میزان، نوع و ترکیب آنها در موقعیت های مختلف متغیر است.
بهتر است نظمی که در جامعه نیک به وجود میآید حالت داوطلبانه (و نه اجباری) داشته باشد چرا که کنش داوطلبانه موجب حفظ حرمت کنشگران می گردد و در واقع باعث مرتفع شدن یکی از نیازهای حیاتی آنها می گردد.
نظم در یک جامعه ساده حالت ابتدایی و غیررسمی دارد، اما با پیچیده شدن روابط، افزایش احتمال عدم اجرای قواعد توسط افراد و ناتوانی کنترل غیررسمی، دولت ضامن نظم میشود.
در جامعه نیک دولت با اخذ مالیات و ارائه سرویسهای اجتماعی (تأمین اجتماعی، تحصیلات و بهداشت رایگان) به بازتوزیع منابع در جامعه کمک می کند و در واقع، مازاد منابع را از طبقات بالای جامعه ستانده و در طبقات پایین توزیع می نماید. از طرف دیگر دولت با کنترل بر اجرای قواعد به تعینپذیری رفتارها کمک می کند.
نقش اصلی دولت تأمین امنیت (جسمی و روانی) افراد، کنترل توزیع منابع بین افراد و نظارت بر اجرای قواعد رسمی است. برای اینکه افراد در برابر کنترل دولت بر منابع و قواعد، احساس اجبار نکنند لازم است که دولت، نماینده و وکیل خود آنها باشد و امور سیاسی به صورت دموکراتیک اداره شود. چرا که وقتی دولت نماینده افراد جامعه است، در واقع جامعه خود بر رفتارهای افراد کنترل دارد، و در این حالت اجبار ناشی از کنترل کمتر میشود؛ زیرا افراد احساس میکنند که در صورت لزوم میتوانند قواعد بازی و نیز بازیگران قدرت را تغییر دهند؛ و در نتیجه احساس آزادی بیشتری میکنند.
بنابراین می توان گفت که جامعه نیک جامعه ای است که مهمترین نیاز انسانها به بیشترین مقدار ممکن مرتفع می گردد. در چنین جامعه ای نظم حالت داوطلبانه دارد هر چند که ممکن است ضامن بقای این نظم قدرت قهریه (دولت) باشد.
به نقل ازsociran.com
آيت الله سبحاني در اين بيانيه آورده است: مسلمانان اويغور خواهان حقوق شهروندي خويش هستند و بايد دولت چين نسبت به تمام قوميت ها به يک نظر بنگرد و حقوق همگان را رعايت کند.
اين بيانيه مي افزايد: اين نوع برخورد، قلوب يک و نيم ميليارد مسلمان جهان را جريحه دار کرد و حيثيت کشور چين را در سطح جهان خدشهدار ميسازد، چين که خود در سازمان ملل و شوراي امنيت عضويت دارد نبايد با جان و مال ملت خود، اين چنين رفتاري کند.
اين مرجع تقليد با تاکيد بر اينکه غرب از اين اختلافات بهره برداري کرده و هرگز به مسلمانان دربند، کمک نمي کند، گفت: ما از سازمان هاي بين المللي و حقوق بشري و بالاخص سازمان کنفرانس اسلامي درخواست مي کنيم که هرچه زودتر به مسئوليتي که بر عهده گرفته اند عمل کرده و از جان و مال مسلمانان چين دفاع کنند و نگذارند حقوق آنان بيش از اين پايمال شود.
مخالفان جهانی چین حوادث اخیر را فرصت بی بدیلی برای پیگیری بحث تجزیه استان سین کیانگ از چین می دانند، منطقه ای بی نهایت استراتژیک که یک ششم خاک چین را تشکیل داده و بزرگترین منابع نفتی و گازی این کشور و نیز معادنی چون طلا، زغال سنگ و نقره در آنجا قرار دارد. جدا شدن سین کیانگ از چین، قطعاً کار پکن را برای همیشه در معادلات جهانی با دشواری های جدی روبرو خواهد کرد.
این روزنامه افزود:واشنگتن مهره لازم برای مصادره اغتشاشات را در اختیار داشت. «ربیعه قدیر» زنی 62 ساله و ثروتمند است که در سال 1999 به جرم جاسوسی برای آمریکا در چین به زندان افتاد و اگرچه به هشت سال زندان محکوم شد، اما در سال 2005 توانست با وساطت کاخ سفید آزاد شده و راهی واشنگتن شود. هم اکنون از قدیر با عنوان رهبر تجزیه طلبان یاد می شود و غرب سعی دارد درگیری های قومیتی چین را شورش های یکجانبه قوم اویغور با هدف تجزیه جا بزند.
کیهان سپس در مورد کسانی که در داخل ایران از مسلمانان چین حمایت می کنند نوشت:جریانی در داخل ایران است که در هر حادثه ای، ماهیت ماجرا و طرف های درگیر هرچه و هر که باشد، برایش تفاوتی نمی کند. هدف، همراهی با غرب در همه وجوه و به هر شکل ممکن است و در این راه، چشم و گوش بسته و به عبارت بهتر «فکر» بسته، در خدمت اهداف غرب گام برمی دارد. علی رغم اینکه اکثر کشته شدگان درگیری های اخیر چین از قوم غیر مسلمان است، رسانه های مدعی اصلاحات همه کشته شدگان سین کیانگ را مسلمان معرفی کردند و در همان حال به جای حمایت از مسلمانان اویغور، تحلیل های محافل و رسانه های غربی را بازنویسی کردند.به نقل از خبر آنلاین
![]() | |
وی همچنین با اشاره به کشته شدن یک زن مسلمان مصری در آلمان به جرم داشتن حجاب اسلامی، این حوادث ضد بشری و اسلامی را محکوم کرد.
آیت الله العظمی صافی به اتحاد و همکاری جوامع اسلامی در صحنه بینالملل اشاره کرد و گفت: از کشورهای اسلامی میخواهیم که نسبت به این بیعدالتیها که در گوشه و کنار دنیا به حقوق مسلمانان میشود عکس العمل نشان داده و هیچ تبعیض و تفاوتی قایل نشوند.
وی ادامه داد: باید به طور مناسب و مؤثر اعتراض نموده و تجاوز به حقوق مسلمانان در هر کجا و هر کشوری که باشد محکوم نمایند و با مسلمانان چه چینی باشد یا اروپایی یا از هر جای دیگر همدردی نمایند.
وی با اشاره به کشتار و استضعاف شدید مسمانان چینی اظهار داشت: از مجامع بینالمللی و مدعیان دفاع از حقوق بشر میخواهیم که این دوگانگیها و سیاستبازیها را در مسأله حقوق بشر کنار بگذارند و انسانها را به دو بخش مخالف و موافق غرب تقسیم نکنند و وضع حقوق بشر در چین را نادیده نگیرند.
وی افزود: انسانها در همه جا باید از حقوق انسانی خود برخوردار باشند و مورد ظلم و ستم قرار نگیرند.
آیت الله العظمی صافی، در پایان از وزارت امور خارجه خواست که در مقابل کشتار مسلمانان بیدفاع چین موضع گرفته و اعتراض نماید و وظیفهی اسلامی و انسانی خود را به بهترین وجه انجام دهد.
/www.bfnews.ir


روز پدر را به تمامی پدران عزیز تبریک می گوییم...
عکس از رادبه
| |
|
کوه ازناو که یکی از کوههای باستانی منطقه خلخال میباشد،تعریفهای زیادی در مورد نام این کوه شده است.سه روز پیش به برنامه ای که در مورد روستای خوجین از شبکه سبلان پخش میشد نگاه میکردم که صحبتهای آقای شیرعلی ملکی عضو شورای اسلامی روستای خوجین توجه مرا به خود جلب کرد.او در پاسخ گزارشگر سیما در مورد نام کوه ازناو،آن را کلمه ای تالشی دانسته که به معنی تازه میباشد!!!حال ایشان نفرمودند که این اطلاعات را از کجا بدست آورده اند و یا با کدام سند تاریخی در مقابل تلویزیون قرار میگیرند و تاریخ یک ملت و یک منطقه را این چنین تغییر میدهند؟!
شمادر مقابل این سخنان چه نظری دارید؟ آیا کلمه ازناو تالشی میباشد؟



برگرفته ازhttp://www.photokhalkhal.blogfa.com/
|
1387/4/29 شنبه |
|
هديه كوچك براي مردم بزرگ خلخال |
|
بزودي در شهر خلخال تله كابين نصب مي شود |
|
بنا به گفته شهردار محترم خلخال بامساعدت استاندار محبوب استان اردبيل لوازم تله كابين خريداري و در منطقه گردشگري ميرعادل نصب خواهد شد اطلاعیه فوق از سایت شهرداری خلخال گرفته شده به تاریخ اطلاعیه توجه کنید!!! شما در این مورد چه فکر میکنید؟!! |
|
اردبيل - خبرنگار اطلاعات: احداث بزرگراه خلخال - خوجين و اجراي طرح بافت فرسوده شهر از جمله برنامههاي مهم شهردار جديد خلخال خواهد بود. رحماني، سرپرست معاونت امور عمراني استاندار اردبيل گفت: تاميننشدن درآمد شهرداري موجب شده است كه شهرداريها دچار روزمرگي شوند و از كار عمراني باز بمانند. بازسازي بافت تاريخي روستاي «كزج» خلخال
codex28x |
مثلث برمودا و عجایب آن
مثلث برمودا (به انگلیسی: Bermuda Triangle) منطقهای است در شمالغربی اقیانوس اطلس، که ادعا می شود تعدادی هواپیما و کشتی به طور مرموزی ناپدید شدهاند.
مثلث برمودا محلی است وهمانگیز که در آن صدها هواپیما و کشتی در هوا و دریا ناپدید شدهاند. بیش از هزار نفر در این منطقه وحشت گم شدهاند، بدون اینکه حتی یک جسد یا قطعه پارهای از یک هواپیما یا کشتی مفقود شده ، به جا مانده باشد.
موقعیت مثلث برمودا
مثلث برمودا واقعا یک مثلث نیست، بلکه شباهت بیشتری به یک بیضی (و شاید هم دایرهای بزرگ) دارد که در روی بخشی از اقیانوس اطلس در سواحل جنوب شرقی آمریکا واقع است. راس آن نزدیک برمودا و قسمت انحنای آن از سمت پایین فلوریدا گسترش یافته و از پورتوریکو گذشته ، به طرف جنوب و شرق منحرف شده و از میان دریای سارگاسو عبور کرده و دوباره به طرف برمودا برگشته است. طول جغرافیایی در قسمت غرب مثلث برمودا ۸۰ درجه است، بر روی خطی که شمال حقیقی و شمال مغناطیسی بر یکدیگر منطبق میگردند. در این نقطه هیچ انحرافی در قطب نما محاسبه نمیشود.
در غرب اقیانوس اطلس، در آن سوی سواحل جنوب شرقی ایالات متحده ، ناحیه ای وجود دارد که به شکل مثلث است . این ناحیه از برمودا در شمال آغاز میشود و تا قسمت جنوبی فلوریدا امتداد مییابد ، سپس از سمت شرق با گذشتن از جزایر باهاما و پورتوریکو،به طول جغرافیایی ۴۰ درجه به سمت غرب کشیده میشود و دوباره به برمودا باز میگردد.
این ناحیه که به مثلث برمودا معروف است ،در لیست رازهای ناشناخته جهان به مکانی اضطراب انگیز وباور نکردنی به ثبت رسیده است . در این مکان بیش از صدها هواپیما وکشتی بدون آنکه کوچکترین اثری از آنان باقی بماند ، ناپدید شدهاند .اغلب این حوادث از سال ۱۹۴۵ به بعد روی داده است ،و در طول ۲۶ سال اخیر بیش از ۱۰۰۰نفر در این ناحیه از جهان جان خود را از دست داده اند ، بی آنکه حتی اثری از جسد یکی از آنها یا نشانه ای از بقایای هواپیماهاو کشتیهای ناپدید شده باقی مانده باشد .
وینسنت گادیس که مثلث برمودا را نامگذاری کرده، آن را به صورت زیر توصیف میکند: « یک خط از فلوریدا تا برمودا ، دیگری از برمودا تا پورتویکو میگذرد و سومین خط از میان باهاما به فلوریدا بر میگردد.
این محل فتنهانگیز و تقریبا باور نکردنی اسرار غیر قابل توصیف جهان را به خود اختصاص داده است. مثلث برمودا نامش را در نتیجه ناپدید شدن ۶ هواپیمای نیروی دریایی همراه با تمام سرنشینان آنها در پنجم دسامبر ۱۹۴۵ کسب کرد. ۵ فروند از این هواپیماها به دنبال اجرای ماموریتی عادی و آموزشی ، در منطقه مثلث ، پرواز میکردند که با ارسال پیامهایی عجیبی درخواست کمک کردند. هواپیمای ششم برای انجام عملیات نجات ، به هوا برخاست که هر شش هواپیما به طرز فوقالعاده مشکوکی مفقود شدند.
آخرین پیامهای مخابره شده آنها با برج مراقبت حاکی از وضعیت غیر عادی ، عدم روییت خشکی ، از کار افتادن قطب نماها یا چرخش سریع عقربه آنها و اطمینان نداشتن از موقعیتشان بود. این در حالی بود که شرایط جوی برای پرواز مساعد بود و خلبانان و دیگر سرنشینان افرادی با تجربه و ورزیده بودند. با وجود مدتها جستجو هیچ اثری از قطعه شکسته ، لکه روغن ، آثاری از اجسام شناور ، خدمه یا تجمع مشکوکی از کوسهها دیده نشد. هیچ حادثهای چه قبل و چه بعد از آن ، تا این حد حیرتآورتر از ناپدید شدن دسته جمعی هواپیماهای مذکور نبوده است. در حوادثی مشابه در این منطقه قایقها و کشتیهایی مفقود شدهاند (قربانیان مثلث برمودا)، در برخی موارد هم فقط خدمه و سرنشینان ناپدید گشتهاند.

برگرفته ازwww.eshtehard.net
۱.بسیار عالی ۸/۲٪
۲.عالی ۸/۲٪
۳.بسیار خوب ۸/۲٪
۴.خوب ۲/۳٪
۵.ضعیف ۲/۱۴٪
۶.بسیار ضعیف ۲/۷۴٪
شما در مورد نظرات مردم چه فکر میکنید؟!!
بلاخره بعد از مدتها شورای شهر موفق و کارآمد ما موفق شد از بین اکثر کارشناسان شهرسازی و معماری و کارشناسان با تجربه برنامه ریزی شهری بهترین گزینه را برای پست بسیار مهم شهرداری آنهم از نوع شهرداری خلخال انتخاب نماید.ما هم بدینوسیله انتخاب آقای نعمتی را تبریک گفته و ورود ایشان را به عنوان یکی از طرفهای انتقادیمان خیر مقدم عرض مینماییم،امیدوارم آقای نعمتی از زبان تندما ناراحت نشوند و در عین حال موجبات ترک پست مهم شهرداری را ما مهیا نکرده باشیم چون شورای شهر ما حال حاضر به قول فوتبالیها در ریکاوری بسر میبرند و خستگی انتخاب شهردار طول میکشد که از بدنشان بیرون رود...
جناب آقای نعمتی،مردم خلخال نیازمند شهری در حد نام خلخال هستند...مردم ما از جنابعالی تغییر در چهره شهری را میخواهند...مردم ما نمیخواهند در مقابل مردم شهرهای دیگر بخاطر بی لیاقتی مسئولان سر به تعظیم فرو آورند و در آرزوی داشتن شهری کوچک ولی زیبا سر بر بالین بگذارند...آقای نعمتی مشکلات شهرداری ما را میدانستید و این مسئولیت را قبول کرده اید و صد در صد نیز چنین است،فردا برای مردم قابل قبول نخواهد بود شما از عدم وجود بودجه و یا سایر امکانات سخن بگویید و این یک اتمام حجت وبلاگانه است از طرف کسی که عاشق وطنش است ،سعی کن عاشق شوی و به کارنامه گذشتگان نگاهی بیاندازی تا چیزی که بدست می آید سرلوحه کارهایت باشد...
مردو عزیز و صبور خلخال نظرات خود را در مورد انتخاب شهردار جدید با ما در میان بگذارید...

عکس ازhttp://www.khalkhalim.mihanblog.com/
با خسته نباشید حضور کارگران و زحمتکشان شهرداری خلخال که با کارکردن در سرما و گرما روح تازه ای را به شهر میدهند .ولی اگر توجه کرده باشید متاسفانه امسال حرکت جدیدی در عملکرد شهرداری در رنگ آمیزی جداول،تعمیر و بهسازی آنها،کاشت گل و گیاه،تعویض لامپهای سوخته،عدم کارکرد چراغهای راهنما،عدم رسیدگی به چاله های خیابانی و آسفالت کوچه ها که خود شهرداری آنها را به علل مختلف تخریب کرده بود،انجام نگرفته است.سرتان را درد نیاورم جریان انتخاب یک شهردار خوب توسط شورای شهر حکایت انتخاب مربی تیم ملی شده است و متاسفانه انگار اعضای شورای شهر یادشان رفته که چه وعده هایی را قبل از انتخاب شدن به مردم داده بودند خلاصه اینکه همشهریان عزیز در خواب زمستانی هستیم و بروید و ببینید که شهرهای دیگر چه کار میکنند بروید در پارس آباد و مشگین و...انگار خلخال همان خلخال نیست که فرمانداریش همزمان با کرج تاسیس شده؟!انگار خلخال همان خلخال نظامی گنجوی نیست که اسکندر مقدونی به خاطر زیباییهایش در آنجا اسکان میکند؟!مطمئنم که با خواندن این مطالب و دیدن اوضاع و احوال شهرمان سرتان به درد می آید و افسوس می کشید که چرا اینگونه شد؟!
آیا راه نداریم؟! پس کی صاحب راه میشویم؟!
آیا بودجه کافی نداریم؟!پس چرا به ما بودجه نمیدهند؟!خواهش میکنم به مدیران لایق ما بودجه بدهید تا آنها هم دست نخورده به خودتان باز گردانند!!!مطمئن باشید، حتی سودش را هم میدهند!!!
آیا شورای شهر با صلابت نداریم؟!فکر نکنم،چون در موقع انتخابات صدایشان هنگام سخنرانی در کل شهر می پیچید!!!
محتمل ما خلخالیها شهردار خوب نداشتیم،خب نظرتان در مورد آوردن قالیباف،کرباسچی و یا شهردارهای شهرهای بزرگ مثل تبریز و شیراز و اصفهان چیه؟!!
خب همشهریان عزیز شما بگویید مشکل ما خلخالیها چیست که نمیتوانیم شهری کوچک ولی زیبا در حد نام خلخال داشته باشیم؟؟؟
نظرات خود را برایمان ارسال کنید تا به اطلاع نماینده مردم خلخال در مجلس برسد و همچنین از خلخالیان عزیز در خارج و داخل کشور خواهشمند است در این مورد نظر بدهند...
شما در مورد حفاظت از زمین چه نظری دارید؟آیا زمینهای اطراف محل زندگیمان نسبت به چند سال قبل چه تغییراتی کرده است؟
نظرات خود را برایمان ارسال کنید...



عکسها ازhttp://www.photokhalkhal.blogfa.com/





